رابطه کسری بودجه و بی‌کیفیتی

پنج‌شنبه 27 اسفند‌ماه سال 1394

                      

                    محمدرضا نیک نژاد، روزنامه آرمان، 27 اسفند ماه 94

                       ( این یاداشت در اصل گفت و گو بوده است)

در سال گذشته مشکلات آموزش و پرورش بسیار زیاد بود و حتی می‌توان گفت در برخی موارد مشکلات این سازمان به نسبت گذشته بیشتر هم شده است. کمبود بودجه‌ای که هر ساله وجود دارد امسال بیشتر خود را نشان داده است و نمونه آن هم پرداخت نشدن اضافه کار شش‌ماهه دوم سال تحصیلی به معلمان است. بعد از گذشت دو سال هنوز پاداش پایان خدمت معلمان بازنشسته پرداخت نشده است. پیامد دیگر این کسری بودجه شکسته شدن قبح کمک به مدرسه و علنی شدن آن در اظهارنظرهای مسئولان آموزش و پرورش است. خیریه‌ای شدن آموزش و پرورش و علنی کمک گرفتن از خیران برای ساخت مدارس هم سوی دیگر این مساله بود. کلاس‌های شلوغ و تراکم دانش‌آموزان در مدارس شهرهای بزرگ و متوسط از دیگر مشکلات آموزش و پرورش بود که از کیفیت آموزش به ویژه در دبستان می‌کاهد، زیرا معلم با توجه به ساختار جدید ارزشیابی توصیفی فرصت رسیدگی به همه دانش‌آموزان را پیدا نمی‌کند. مشکل دیگر برقرار ماندن مدارس فرسوده بود که کار خاصی برای حل این مشکل صورت نمی‌گیرد. از نکات مهم دیگر که رویکرد دولت هم است و در برنامه ششم هم به آن اشاره شده، برون سپاری آموزش و پرورش و خصوصی‌سازی آن است که پیامد خوبی برای آموزش و پرورش کشور ما ندارد و باعث طبقاتی شدن آموزش و پرورش می‌شود. بچه‌هایی که از نظر مالی ضعیف هستند به مدارس دولتی که امکانات کمتری دارند، می‌روند و بچه‌هایی که وضعیت مالی خوبی دارند به مدارس غیرانتفاعی که امکانات بیشتری دارند، می‌روند و این شکاف طبقاتی در آموزش را دامن می‌زند و آموزش و پرورش را به سمت
بی عدالتی می‌برد. با توجه به بودجه‌ای که برای آموزش در نظر گرفته شده و افزایش محسوسی نداشته است، چشم اندازی که برای سال بعد می‌توان داشت این است که وضعیت خوبی در راه نیست و فشار اقتصادی زیادی بر آموزش و پرورش وارد می‌شود. با توجه به اینکه حدود ۸۸ درصد بودجه صرف پرداخت حقوق می‌شود، ۱۲ درصد باقی مانده آن نمی‌تواند تأثیر زیادی در حل مشکلات آموزشی کشور، بهبود وضعیت و افزایش امکانات داشته باشد. به همین دلیل نیاز است تا قبل از تصویب بودجه در مجلس مسئولان آموزش و پرورش فشارهایشان را افزایش دهند تا بتوانند بودجه بیشتری برای این حوزه بگیرند.
    

http://www.armandaily.ir/fa/Main/Detail/147075/رابطه-کسری-بودجه-و-بی‌کیفیتی-

نگاهی گذرا به آموزش و پرورش در سال 94

چهارشنبه 26 اسفند‌ماه سال 1394

                       

                        (این یاداشت با عنوان افسوس ها و امیدها در روزنامه به چاپ رسید.)

                       محمدرضا نیک نژاد، آموزگار، 21 اسفندماه 94

اگر بخواهیم آموزش و پرورش سال 94 را کوتاه و گذرا بررسی کنیم بی گمان نمی توان به بیماری مادرزادِ این نهاد توسعه ای یعنی کمبود فزاینده بودجه اشاره نکرد! در این سال همچنان بودجه کم بود و همچنان پیامدهای این کمبود گریبانگیر آموزش بود و همچنان فرهنگیان گله مند بودند و همچنان بازنشستگان با تاخیری یکی – دو ساله پاداش بازنشستگی را دریافت کردند و یا نکردند! همچنان فرهنگیان حق الزحمه اضافه تدریس خویش را با تاخیری بیش از هفت – هشت ماهه دریافت کردند و یا نکردند! همچنان دستِ مسئولان آموزشی به سوی پدر و مادرها و خیرین دراز بود و همچنان تصمیم گیران برای گریز از این کمبود، کوتاه ترین راه حل یعنی صرفه جویی و برون سپاری را در پیش گرفتند وهمچنان نزدیک 90 درصد بودجه روی کاغذ و بیش از 98 درصد آن به شکل عملی هزینه پرسنلی است و هزینه های آموزشی ناچیز و همچنان تاوان این کمبود را در کوتاه و میان مدت دانش آموزان و در دراز مدت کشور خواهد پرداخت و همچنان ....

 اجرای طرح رتبه بندی برای بخش بزرگی از فرهنگیان شاغل توانست کورسوی امیدی باشد برای کاهش شکاف فراخِ دریافتی فرهنگیان با خط فقر. گرچه اجرا نشدن آن برای بازنشستگان و فرهنگیانِ زیر 6 سال سابقه و همچنین پایان پذیرفتن این کار در حد کنونی، نگرانی هایی را در پی داشته و همچنان دارد.

 از رخدادهای دیگر سال 94 ارائه لایحه برنامه ششم توسعه به مجلس بود. با این که از ماه ها پیش برخی مقام های دولتی و دست اندرکاران تهیه برنامه ششم در نشست هایی مشترک با نمایندگان تشکل های صنفی – سیاسی به چند بند با درونمایه صنفی- آموزشی برای گنجاندن در این برنامه رسیدند، اما شوربختانه دولت بدون توجه به بروندادهای این نشست ها، تنها یک بند و آن هم برون سپاری و خصوصی سازی آموزش را در برنامه گنجاند و همه دشواری ها و هدف های نوین و حتی سنتی آموزش را به برون سپاری فروکاهید. بی گمان در این پیوند هم دولت و فرادستان آموزشی و هم تشکل هایی که در آن نشست ها حضور داشتند باید درباره کنار گذاری آن پیشنهادها پاسخگو باشند.

 از رخدادهای دیگر ورود چند تن از نامزدهای فرهنگی انتخابات به مجلس است. این فرهنگیان پیش از انتخابات با برخی کنشگران و تشکل های معلمی برای پایندی خویش به پیگیری خواسته های صنفی– آموزشی تعهد دادند. امید است که بر پیمان خویش استوار بمانند. در همین پیوند تشکیل مجلسی همسوتر با دولت، نویدبخش کاهش فشارهای سیاسی بر نهاد آموزش و بازسازی و بهسازی تیم مدیریتی آن است. گرچه نمی توان ناکارآمدی و دشواری های سامانه آموزشی را تنها از رهگذر چنین فشارهایی دانست.

 دولت– مانند دولت پیش– با بیرون راندن آموزش و پرورش از اولویت های خویش بزرگ ترین زمینه را برای ناکارآمدی این وزاتخانه فراهم کرده است. شوربختانه نهاد آموزش نه تنها در مجلس و دولت بلکه در نهادهای حاکمیتی نیز اولویت ندارد و بی گمان این بی وجهی – دست کم از دید فرهنگیان- پیامدِ ناتوانی دست اندرکاران آموزشی است. به هر روی امید است همسویی مجلس و دولت زمینه ای شود برای بهسازی سارختاری و برنامه ریزی در آموزش و پرورش.      

 http://etemadnewspaper.ir/?News_Id=39858

مشق‌های سلیقه‌ای

چهارشنبه 26 اسفند‌ماه سال 1394

                 

         بخشنامه ممنوعیت توزیع پیک‌های نوروزی در برخی مدارس اجرا نمی‌شود

                     گزارش روزنامه فرهیختگان، 26 اسفند ماه 94
                               نویسنده :مطهره واعظی‌پور 
                                                                                        چند سالی می‌شود که آموزش و پرورش توزیع پیک‌های نوروزی را در مدارس کشور ممنوع اعلام کرده است، اما با این وجود بسیاری از مدارس هنوز پیک‌های نوروزی توزیع می‌کنند یا اینکه مشق‌های زیادی را برای ایام نوروز به دانش‌آموزان می‌دهند؛ مشق‌ها و پیک‌هایی که باعث می‌شود خستگی بر تن دانش‌آموزان بماند.
سال 91 آخرین سالی بود که پیک نوروزی به صورت اجباری توزیع شد و از آن سال به بعد، بحث توزیع اختیاری پیک نوروزی به میان آمد. مسعود ثقفی، سخنگوی آموزش و پرورش شهر تهران با بیان اینکه در برخی مدارس تهران علاوه‌بر پیک دیکته، مشق‌های زیادی نیز برای نوروز داده شده است، به «فرهیختگان» گفت: «با این مدارس برخورد خواهد شد، زیرا خلاف قانون و بخشنامه آموزش و پرورش عمل کرده‌اند.»
او همچنین تاکیدکرد: «قرار نیست دانش‌آموزان در ایام نوروز به حال خودشان رها شوند، اما اینکه تکالیف سنگین و یکپارچه داشته باشند هم درست نیست.»
همچنین محمد دیمه‌ور، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش ‌و پرورش در گفت‌وگو با «فرهیختگان» در مورد توزیع پیک‌های نوروزی گفت: «توزیع هر نوع پیک در مدارس خلاف قانون است و آموزش و پرورش با متخلفان برخورد خواهد کرد. مدارس نباید سرخود عمل کنند و برای راحتی خودشان تکالیف یک‌شکل به دانش‌آموزان بدهند.»
او افزود: «چند سالی است بخشنامه‌ای در سراسر مدارس کشور ابلاغ شده که توزیع پیک‌های یک‌شکل و سراسری ممنوع است و تاکنون با چند منطقه متخلف برخورد شده است. در این بخشنامه آمده است معلم‌ها باید با توجه به استعداد و نیاز دانش‌آموز تکالیف نوروز را بدهند، یعنی برای هر دانش‌آموز یک تکلیف مجزا و درخور حالش بدهند.»
دیمه‌ور تاکید کرد: «راهنمای فعالیت‌های یادگیری ایام نوروز توسط معلم یا چند مدرسه تنها فعالیتی است که دانش‌آموزان باید در این ایام انجام دهند. راهنمایی که به دانش‌آموز کمک می‌کند از ایام نوروز بیشتر لذت ببرد نه اینکه تعطیلات نوروز را به بدترین روزهای سال‌شان تبدیل کند.»
او با اشاره به اینکه ثبت خاطره، گفت‌وگو و خاطره‌نویسی جزء «راهنمای فعالیت‌های یادگیری نوروز» است، گفت: «مهارت تعامل، مشارکت، ارتباط جمعی، مهارت خوب دیدن و خوب شنیدن قسمتی از بخشنامه است که به مدارس ابلاغ شده و مدارس موظف هستند در این چارچوب عمل کنند.»
به گفته دیمه‌ور، فعالیتی که از دانش‌آموزان در ایام نوروز می‌خواهند باید با موقعیت‌شان سازگار باشد و مشق‌ها و آموزش‌های مرسوم نباید در ایام نوروز به دانش‌آموزان داده شود. آنها در این ایام باید از محیط و فضایی که هستند موضوعی را یاد بگیرند و بتوانند آن را بیان کنند.

  خانواده‌ها
 مقصر هستند
 محمدرضا نیک‌نژاد، کارشناس آموزش و پرورش به «فرهیختگان» می‌گوید: «پیک و مشق نوروزی چیزی جز اذیت دانش‌آموز در ایام نوروز نیست. اگر مدارس به بخشنامه‌ای که آموزش و پرورش ابلاغ کرده عمل کنند، می‌توان امیدوار بود که امسال دانش‌آموزان عید خود را بهینه بگذرانند.»
او با بیان اینکه سیستم آموزشی کشور ما کسالت‌آور است، می‌افزاید: «دانش‌آموزان در ایام نوروز نباید دوباره ساعت‌های کسالت‌آوری داشته باشند، بنابراین با مشق‌های زیاد و پیک نوروزی، ایام نوروز را برایشان خراب نکنیم و بگذاریم آنها با انرژی بیشتری وارد سال جدید شوند.»
نیک‌نژاد با اشاره به اینکه خانواده‌ها در موضوع پیک‌ها و مشق‌های نوروزی بیشتر مقصر هستند، می‌گوید: «گاهی اگر مدارس به دانش‌آموزان در ایام نوروز تکلیفی ندهند، خانواده‌ها ناراحت می‌شوند و فکر می‌کنند مدارس کم‌کاری کرده‌اند.»
او تاکید می‌کند: «نیازی نیست کام دانش‌آموزان را در ایام نوروز با مشق‌ها و پیک نوروزی تلخ کنیم. بهتر است به بخشنامه آموزش و پرورش عمل شود و خانواده‌ها هم با مدارس همکاری کنند.»
به صورت کلی به نظر می‌رسد اگر آموزش و پرورش با متخلفان جدی برخورد کند، قطعا بعد از گذشت چهار سال از ابلاغ چنین قانونی هیچ مدرسه‌ای به خود اجازه نمی‌دهد پیک نوروزی یا مشق‌های سنگین و یکسان به دانش‌آموزان بدهد.
http://www.farheekhtegan.ir/newspaper/page/1907/13/71177/0

"همیاری" های انسانی و چند نکته

سه‌شنبه 25 اسفند‌ماه سال 1394

                   محمدرضا نیک نژاد، روزنامه شرق، 25 اسفندماه 94

"چهارشنبه 25 آذرماه 94 در هنگام بازگشت از روستای محل کارش در جاده ای روستایی و نامناسب در برف سنگین یخ زد و خاطره های شیرین آموزگاری و داغ سنگین یخ زدگی را برای همیشه در دل و جان خانواده و دانش آموزانش بر جا گذاشت. علی بخش نوروزی معلم عشایری که در شهر چُرام در استاد کهکیلویه و بویراحمد زندگی می کرد و تازه پس از سال ها معلمی توانسته بود خانه ای از ساختمان های "مهر!" دست و پا کند. او آموزگاری با 25 سال سابقه بود و اکنون خانواده اش منتظر حکم بازنشستگی اویند. می دانید کسی که بازنشسته می شود تا حکمش بیاید چندین ماه حقوق اش قطع می شود!؟.... اکنون خانواده معلمی که پس از سال ها تلاش تنها یک موتور سیکلت داشت، نیازمند یاری اند .... بخشی از گفتگوی یک همکار با این خانواده را می خوانیم و خود داوری می کنیم "من امشب با همسر مرحوم نوروزی و دخترشون صحبت کردم. بسیار غصه دار هستن از این اتفاق و فقط گریه میکنند.... از حقوق مرحوم نوروزی فقط حقوق آذرماه رو دادند به خانواده اش که اون هم برای شهریه دخترش که دانشجو هست. تا الان حقوقش قطع شده. اداره بهشون گفته بعد از عید بهتون پرداخت میکنیم. براش بازنشستگی رد کردند. خرجی شون رو فعلا اقوامی مثل پدربزرگ و دایی ها و خاله ها میدهند و براشون موادغذایی تهیه میکنند. دخترش که دانشجو هست هم صحبت کرد و گفت به وزیر بگید رویا نوروزی فرزند علی بخش نوروزی گفت تو چطور وزیری هستی که معلمت توی جاده برفی گیر میکنه و می میره و خانواده اش بی سرپرست میشن و به فکر نیستی، حداقل برای مناطق محروم جاده بسازید. ما بابامون رو از دست دادیم و دیگه بابا نداریم!" 

این بخشی از نوشته ای است که در گروه های تلگرامیِ معلمی دست به دست می شود و فرهنگیان را برای یاری به این خانواده تشویق می کند. کانونِ مرکزی این برنامه، گروهی با عنوان" همیاری" است. یاری رسانی گروه همیاری به خانواده مرحوم نوروزی، نخستین کار این گروه تلگرامی نیست. در نخستین برنامه این گروه، در یک برنامه ریزی دو- سه ماهه 37 میلیون تومان برای سامان دهی به زندگی و هزینه های درمانِ علی اسدزاده گردآوری شد. اسدزاده آموزگار عشایری ای بود که در راه بازگشت از روستای محل خدمت دچار سرمازدگی شد و پای چپش را از دست داد. اما در برنامه دوم، گروه همیاری توانست در مدت دو – سه هفته هدیه ای ده میلیون تومانی گردآوری کند و اکنون آماده است تا در روزهای آینده آن را به خانواده تقدیم کند. اما دو نکته در این کار نباید نادیده گرفته شود. نخست آن که بخش مهمی از همیاری از پرداخت های 5000 تومانی تا 30000 تومانی بود و این بازتاب دهنده آن است که شمارِ افراد شرکت کننده در این نیکوکاری بسیار زیاد بوده اند و باز  نشانه ی خوبی از وجود انگیزه بالای اخلاقی- انسانی میان همه بخش های جامعه ما از جمله فرهنگیان است – گرچه شماری از همیاران غیر فرهنگی بودند. بی گمان پتانسیل فراوانی وجود دارد و اکنون نیز فن آوری به یاری آمده است و می توان از آن به بهترین شکل ممکن بهره گرفت- همچنان که همیاری چنین کرد. دوم آن که این کارهای نیکوکارانه نباید سبب بی عملی دستگاه های دولتی و از آن میان آموزش پرورش شود. در مدت همیاری شمارِ افراد نیازمندی که درخواست کمک می کردند بسیار زیاد بود و مدیران هر روز درگیر پاسخگویی به شمار فراوانی از این افراد بودند. بی گمان آموزش و پرورش به عنوان مسئول خدمت رسانی به کارمندان خود وظیفه دارد که در این زمینه ها فعال شود و افزون بر همدلی با آموزگاران و خانواده های آسیب دیده، زمینه ای را برای کمک های حداقلی فراهم نماید. شوربختانه نه در مورد علی اسدزاده و نه در مورد مرحوم نوروزی – همچنانکه دختر مرحوم نوروزی و بسیار کسان دیگر هم می گویند- آموزش و پرورش در این زمینه دچار بی عملی پرسش برانگیز و آزار دهنده ای است. این بی عملی بی گمان بر شکاف بی اعتمادی مدیران و بدنه می افزاید و این شکاف اکنون و در آینده سبب ساز بی انگیزگی و بدبینی کارمندان نسب به ساختار خواهد شد. امید که نهاد آموزش دست از این بی عملی بردارد.

http://www.sharghdaily.ir/News/88518/«همیاری»‌های-انسانی-و-چند-نکته

شمار کتاب های درسی و ناکارآمدی آموزش

دوشنبه 24 اسفند‌ماه سال 1394

 

                    

             محمدرضا نیک نژاد، روزنامه جهان صنعت، 24 اسفند ماه 94

 اگر به تارنمای " اداره کل نظارت بر نشر و توزیع مواد آموزشی" سر بزنید به آسانی می توانید عنوان های درسی و درونمایه های آنها را ببینید. در این تارنما شمارِ عنوان های درسی کلاس اول دبستان 5، دوم 7، سوم و چهارم 8، پنجم 9 و ششم 10 تاست. در متوسطه اول و برای پایه های هفتم و هشتم 16 و  نهم 14 عنوان درسی در ساختار آموزشی تازه 6-3-3 ارائه می شود. گرچه هنوز عنوان های درسی دوره دوم متوسطه در این تارنما منتشر نشده است اما می شود پیش بینی کرد که شمار درس ها کمتر از دوره متوسطه اول نیست! شمار عنوان های درسی و حجم درونمایه ها چنان زیاد است که آموزگاران و دانش آموزانشان در یک ماراتن نفس گیرِ درس دادن و درس خواندن و نمره دادن و نمره گرفتن قرار می گیرند و فشار برآمده از آن سر راست آسیب های جبران ناپذیری به دانش آموز وارد می کند. پیامدهای این فشار، دلزدگی ها و گریز دانش آموزان از آموزش در واپسین سال های دوره متوسط اول و کل متوسطه دوم است. فراوانیِ عنوان های درسی سبب شده است که آموزش در مدرسه و کلاس بر پایه ی روشِ سنتی سخنرانی باشد و آموزگار برای به پایان رساندن درس تا سر فصل های آزمون های نیم سال و پایان سال از به کارگیری روش های نوین آموزش مانند گفت و گو، روش حل مسئله، گروه بندی های آموزشی دانش آموزان، بهره گیری از فضاهای آزمایشگاهی و کارگاهی- با فرض وجود چنین فضاهایی- آموزشِ پژوهش محور در کلاس و بیرون از آن، بردن دانش آموزان به اردوهای آموزشی و پژوهشی  و .... چشم بپوشد. گرچه ناکارآمدی آموزش تک ریشه ای نیست اما بی گمان یکی از پایه ای ترین دشواری های آموزشی کشور، شمار عنوان های درسی و ناکارآمدی دورنمایه های آنهاست. بهتر است نمونه ای استاندار را برای مقایسه بررسی کنیم. نگارنده با چندین دانش آموز ایرانی که در کشورهای گوناکون و از آن میان ایران در مدرسه های زیر نظر سازمان ملل درس می خوانده اند، برخورد کرده ام. این مدرسه ها برای فرزندان کارمندان سازمان ملل و یا دیپلمات ها در بسیاری از کشورها بر پا هستند. در این مدرسه ها و در دوره ای که هم سطح دبیرستان ما بشمار می آید، نزدیک 5 عنوان درسی مانند ریاضی، علوم – که در آن فیزک و شیمی و زیست شناسی را می توان به اختیار برگزید، زبان و ... را اجباری و در هر ترم دو درس کارگاهی و اختیاری مانند باغبانی و نگهداری از گیاهان یا خدمات اجتماعی مانند کار در مهد کودک ها و خانه سالمندان یا بنیادهای خیریه و ... را می گذرانند. درونمایه های آموزشی نیز – با توجه به رشته کاری نگارنده یعنی فیزیک- بر پایه توضیح مفاهیم، انجام آزمایش، داستان های واقعی و برانگیزاننده درباره دانشمندان و پدیده های علمی و البته در پیوند محکم با تجربه های شخصی دانش آموزان است و بر خلاف کتاب های فیزیک دبیرستان های ما فرمول های کمی دارند. نکته شگفت آورتر آن که در هنگام آزمون برگه ای به دانش آموزان داده می شود که فرمول های مورد نیازشان در آن هست و دانش آموزان نیازی به از بر کردن آنها ندارند! و ....       

 اما چندی پیش وزیر آموزش و پرورش در گفت و گو با شبکه 5 سیما گفت: " در راستای جبران خلاهای آموزشی برای اولین بار در برنامه درسی متوسطه دوم درس انسان و محیط زیست را پیش بینی کردیم. همچنین درس سلامت و تندرستی و سواد رسانه ای نیز به عنوان دروس جدید برای متوسطه دوم پیش بینی شده اند. در مجموع چهار درس دو واحدی جدید از سال آینده وارد برنامه درسی مقطع متوسطه دوم خواهد شد." همچنان که از نام درس های برشمرده شده بر می آید، بی گمان درونمایه ی آنها در پیوند با زندگی روزمره و نیازهای واقعی دانش آموزان است و این می تواند کاستی های چندین دهه ایِ نیازهای واقعی و بی پیوندی درونمایه های آموزشی با زندگی نوآموزان را جبران نماید. اما نکته ای که در این جا دلهره آورد است این است که باز هم قرار است بر شمار عنوان های درسی کنونی افزوده شود؟ گمانی نیست که اگر شمار عنوان های درسی افزایش یابد و یا در همین اندازه باقی بماند افزون بر این که همچنان آموزش لنگ خواهد زد، درس های تازه و ارزشمند نیز در دورِ ناکارآمدی گرفتار شده و بهره ای از آن نصیب کسی نخواهد شد.  

http://jahanesanat.ir/?newsid=47431

یادگیری در سده بیست و یکم (2)

دوشنبه 24 اسفند‌ماه سال 1394

 

                 برگردان: محمدرضا نیک نژاد، روزنامه همدلی،24 اسفندماه 94

در بخش نخست " یادگیری در سده بیست و یکم" دیدگاه دو تن از کارشناسان آموزشی را خواندیم. در ادامه نظر سه تن دیگر از کارشناسان یا مدیران آموزشی آمریکا درباره ویژگی های یادگیری در این سده را می بینیم.

سارا براون وسلینگ: معلم نمونه آمریکا در سال 2010

یادگیری در سده بیست و یکم رویکردی آموزشی را شکل می دهد که محتوا را با مهارت در می آمیزد. بدون مهارت ها دانش آموزان در حفظ کردن حقایق و به یادآوری دانسته ها روی برگه های کار رها شده اند و تجربه های آموزشی شان به بی کنشی، فروکاسته می شود و بدون محتوا نیز ممکن است دانش آموزان در حل مسئله یا تجربه های کار تیمی، به شکلی پیش پا افتاده به ارتباط بدون دقت دچار شوند. در عوض الگوی یادگیری سده بیست و یکم فرصتی را ارائه می دهد برای همکوشی حاشیه های موضوع در برابر بحث مهارت ها. این همکوشی  مهارت ها و محتوا را در چارچوبی می گنجاند که این دوگانگی ها را بزداید. یادگیری در سده بیست و یک به معنی گوش سپردن بر بنیادهای گذشته است، تا برای رهنمودهای آینده یاریمان دهد. برگزیدن الگوی یادگیری سده بیست و یک، نیازمند توجه به این عامل هاست که می تواند شامل چنین تغییری باشد: یادگیرندگان خلاقی که اندیشمندانه ریسک می کنند، منش های یاد گیری را می پرورانند و از مجموعه مدرسه هایی پشتیبانی می کنند که هر کس در آن یادگیرنده است. 

کارن کاتور:مدیر دفتر تکنولوژی آموزشی وزات آموزش و پرورش آمریکا

کامیابی آموزشی در سده بیست و یکم نیازمند دانستن چگونگی یادگیری است. دانش آموزان امروز به احتمال زیاد چندین دوره در طول عمرشان خواهند داشت. آنها باید سنجشگرانه اندیشی و مهارت های ارتباطیِ میان فردی را به سختی پرورش دهند. پرورشی به منظور کامیابی در جهانی که به شکل فزاینده ای پیچیده، به هم پیوسته و دگرگون شونده است. فن آوری؛ دسترسی به اطلاعات، میان کنش های اجتماعی پایدار و ساختن و در میان گذاری مطالب دیجیتالی را به آسانی می پذیرد. در این شرایط آموزشگران می توانند تکنولوژی را به منظور آفرینش محیطی خوشایند و شخصی شده، برای مواجه با نیازهای سربرآورده ی آموزشی این نسل به کار برند. یادگیری دیگر نباید یک الگوی ی ثابت یا محدود شده در کلاس باشد. برای به تصویر کشیدن دوباره آموزش در سده بیست و یکم باید فرصت های فراهم شده به وسیله فن آوری، با تمرکز بر آماده سازی دانش آموزانی که در طول زندگی یادگیرنده اند، مورد استفاده قرار گیرند.

میلتون چن:عضو ارشد و مدیر اجرایی پیشین بنیاد آموزشی جورج لوکاس،نویسنده آموزش و پرورش کشور.

یادگیری در سده بیست و یکم نباید بحث برانگیز باشد. این آموزش، بسادگی، تلاشی برای تعریف یادگیری نوین با بهره گیری ابزارهای نوین است.( مساله این است که آنچه در سال 2010 نوین به شمار می آید به شتاب به فراسوی آن چیزی رفته است که در سال 2000 به شمار می آمد. گویی هم اکنون یک سال، "به اندازه ی سده ی پیشین" پیش رفته ایم.)

یادگیری در سده بیست و یکم بر مفاهیم یادگیری گذشته همچون " دانش و آگاهی اصلی در زمینه موضوع های درسی " و شکل تازه دادن به آنها در جهان امروز بنا می شود. جایی که چشم انداز جهانی و مهارت های گروهی بسیار حیاتی اند. دیگر کافی نیست " درباره ی شرایط بدانیم." بلکه مهم تر این است که درباره ی فهم آنها، کنجکاو بمانیم.

اینترنت افزون بر این که  ارتباطات جهانی و دسترسی به اطلاعات را ممکن ساخته، کلید برقراری یک نظام آموزشی تازه را نیز به دست داده است. نظامی که در آن دانش آموزان، اطلاعات را با سرانگشت هایشان به کار می گیرند و  در گروه ها با همدیگر همکاری می کنند تا بیش از آن چیزی انجام دهند که به تنهایی می توانند- همان رخدادی که در محل های کار سده ی بیست و یکم نیز می بینیم.  خود این که پس از 10 سال از آغاز قرن، ما هنوز هم سرگرم بحث و گفت و گو درباره ی یادگیری در سده ی بیست و یکم هستیم نشان می دهد که یک نزدیک بینی پایدار،سایه ی خود را بر آنچه که باید در چشم انداز 2020  باشد انداخته است.

http://hamdelidaily.ir/7751-یادگیری-در-سده-بیست-و-یکم-(۲).html       

گروه هشت و بازخوانی صمد!

شنبه 22 اسفند‌ماه سال 1394

                محمدرضا نیک نژاد، ص آخر روزنامه شهروند، 22 اسفندماه 94

 

  دوست همدلی به گروه تلگرامی"کارگاه نویسندگی1" افزودم. اعضای گروه آموزگارانی هستند که می خواهند بهتر و بیشتر بنویسند. گفتم شاید باز هم گروهی باشد وقت کش و بی مایه! اما نه! استادی دارد و شاگردانی و هدفی و انگیزه ای! کنجکاو شدم و همراه. استادش فیلسوف مسلک و سخت گیر است و آمده از چوب هم نویسنده بسازد! او افزون بر آموزشِ فوت و فن های نوشتن، پژوهش را نیز پی می گیرد. گروه هایی برای پژوهش پدید آمد و شدم عضو گروه 8. موضوع پژوهش برای انتخاب مطرح شد. گروهی براهینی را برگزید و دیگری خلیل ملکی و آن یکی مصدق و ... برگزیده ما هم شد "صمد بهرنگی". برای من که در نوجوانی بسیاری از داستان های صمد را خوانده بودم، بازخوانی او کاری بود برانگیزاننده. رفتم و خواندم و دستاوردش شد نوشته ای کوتاه که با تلاش دوستان گروه 8 افزون تر هم شد. ".... صمدِ آموزگار، به آموزش در نابرخوردار ترین بخش های ایران می پردازد و با دیدن شکاف فراوان آموزشی و اقتصادی، نفت بر آتش آرمان خواهی اش پاشیده می شود. در این دوران است که افزون بر نوشتن داستان های انقلابی و چپ گرایانه، برای کاهش شکاف طبقاتی- دستکم در آموزش- رو به نقد ساختار آموزشی می گذارد و با نوشتارها و یکی دو کتاب، به نوآوری های آموزشی دست می یازد. یکی از دستاوردهای اندیشه در این جستار و در این دوران، می شود" کندو کاوی در مسائل تربیتی ایران". بهرنگی در این کتاب شرایط حاکم بر آموزش کشور را با بی باکی و زبانی گزنده بازگو می کند و بیش و پیش از هر چیز، آموزگاران این ساختار را می نوازد و ... اما در بخش دیگری از کتاب به دشواری های یادگیری دانش آموزان مناطق دو زبانه می پردازند و حتی طرح یک کتابِ فارسی اول دبستان را برای استان های ترک زبان ارائه می دهد. صمد، آموزگار پیشرویی است که از زمان خویش جلوتر است. او در کتاب "کند و کاو" دستاوردهای آموزشی و چندین سده ای غرب را به ریشخند می گیرد و آنها را برای جامعه ایران و شکاف فراخ طبقاتی آن بیهوده می پندارد. گرچه ژرفا نداشتن دیدگاه های آموزشی او هویدا و برآمده از برخوردی حسی با فقر شدید اقتصادی و طبقاتی آن دوران است اما بی گمان از سطح بسیاری از آموزگارانِ هم دوره اش و حتی آینده اش، بالاتر و ارزشمندتر می باشد. دردآورتر آن که بازخوانی دلنگرانی های آموزشی بهرنگی، نشان می دهد که با گذشت نزدیک به50 سال انگار نویسنده دارد درباره دشواری های امروز ساختار آموزشی سخن می گوید و.... پایه ای ترین ویژگی داستان های صمد اما، پرداختن به شکاف موجود در میان فرودستان و فرادستان بود. او گونه ای از قهرمان پروری بدون خود پرستی را در نسل سرخورده از نداشتن ها و نتوانستن ها را گسترش داد. گرچه عمرش کفاف نداد که داستان هایش به پختگی درخور برسند اما مرگش بهانه ای شد برای جریان روشنفکری برای رویارویی با حکومت شاه. تمرکز آگاهانه نامدارانی همچون آل احمد، تخته پرشی بود برای پرآوزه تر شدن صمد و پرخواننده تر شدنش. به هر روی داستان های صمد پس از مرگش آغازگاه حرکتِ نسلی بود که آرمان های انقلابی داشتند. صمد انقلابی، منتقدی چپ بود که بر طبل شکاف طبقاتی می کوبید و در پی آگاه سازی فرودستان دوران بود آن هم با تمرکز بر پیشه آموزگاریش و با ابزارِ آموزش و .... ".

پژوهش پایان می یابد و من می مانم و همکاران گروه 8، دستاوردهای بازخوانی صمد و دانسته هایی تازه یا بروز شده از او، آموزگارانی که می خواهند فراتر از نقش سنتی خویش بنویسند و بیندیشند، تلگرامی که می تواند سودمند هم باشد، استادی گزیده گوی و منظم، و چندین پرسش درباره صمد و از آن میان "بهرنگی برای نسل کنونی چه چیزی در چنته دارد و چه گره ای را از آنها می گشاید؟ و آیا اصلن می گشاید؟"    

  

http://shahrvand-newspaper.ir/news:nomobile/main/59600/-%da%af%d8%b1%d9%88%d9%87-%d9%87%d8%b4%d8%aa-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b5%d9%85%d8%af!-

"دو" برای وزن کلام است!

سه‌شنبه 18 اسفند‌ماه سال 1394

                 محمدرضا نیک نژاد، ص آخر روزنامه شهروند، 18 اسفندماه 94

چند ماهی بود که او را ندیده بودم. چند سالی با هم در دبیرستانی همکار بودیم. رشته اش فلسفه است و فلسفه درس می دهد، اما بسیار بیش از آنچه که درس می دهد، می داند. از کتابخوان های استخوان دار است. ریزنقش و آراسته که شمرده سخن می گوید و اندیشناک می شنود. یادش به خیر مثلثی بودیم در دبیرستان! زنگ های تفریح، کوتاه زمانی بود برای گفت و شنودی پربار، که گاه همان روز یا چند روز، هر سه مان را درگیر می کرد. با حافظه ای کم مانند، هر آنچه را که خوانده بود به خاطر می آورد و این ویژگی اش احترام برانگیز و آموزنده بود. بسیار پیش می آمد که گفت و گویی در می گرفت. روزِ کاری بعد کتاب یا کتاب هایی می آورد و ورق می زد و چند خط می خواند و پیشنهاد خواندن آنها را می داد. درباره نیچه آنچنان سخنانش گیرا بود که رفتم و چندین کتاب از نیچه یا درباره او خریدم و یکی- دوتا از آنها را خواندم. آخ چه روزهایی بود آن روزها! چند روز پیش در تلفنی به او گفتم از سر دلتنگی با ضلع دیگر مثلث می آییم برای دیدنتان و رفتیم. پس از کمی احوال پرسی، گفت: یاداشت هفته پیشت، یعنی "لغزش بزرگان، لغزشی بزرگ و شکننده تر است" در روزنامه شهروند را خوانده ام. آن که درباره همکاری هایدگر با حزب نازی و فریدمن با رژیم پینوشه نوشته بودی و بزرگان را از همکاری با چنین حکومت هایی ترسانده بودی. پس از اندکی ستودن یاداشت، با زیرکی و پختگی همیشگی اش گفت: درونمایه اش با رَویه ات نمی خواند! پرسیدم چرا؟ گفت تو همواره در پی دگرگونی های اندک، ژرف و ماندگاری. برای همین است که می خوانی و می نویسی و تلاش می کنی. آیا کسی که دگرگونی های زیربنایی، محور کوشش هایش است، نباید از هر روزنی و از هر فرصتی برای بهسازی جامعه بهره گیرد؟ در حالی که می رفت تا کتابی بیاورد، ادامه داد، اگر چنین نبود چرا آموزش و نوشتن را برگزیده ای؟ تو در آن یاداشت نخبگان را از ورود به گستره های خطرخیز سیاست می ترسانی! و جامعه را از توانایی ها و اندیشه های آنان محروم می کنی! واقعا چنین باید باشد؟ تو چنین می اندیشی!؟ دیدم درست می گوید و البته چند دوست دیگر نیز چنین نقدی داشتند. اما این برآمده از تفاوت زاویه دید من و برداشت از نوشته ام بود. یاداشت بیش از آن که بنیان های اندیشگی هایدگر و فریدمن در همکاری با دیکتاتور- آن هم از جنس هیتلر و پینوشه - را به نقد بکشد، رویکردِ احساسی یک منش را که بی توجه به خاستگاه و رفتار دیکتاتور، دست دوستی به سویش دراز می کند را هدف گرفته بود و نخبگان را از دیدگاه اخلاقی هشدار به دقت بیشتر می داد. بی گمان تا ساختار سیاسی و اجتماعی یک جامعه در پیوندی تعریف شده و محکم با نخبگان قرار نگیرد چندان امیدی به بهسازی آن جامعه نمی توان داشت. تا کارهای بزرگ در دستان افراد بزرگ نباشد چرخِ جامعه لنگان خواهد چرخید. به هر روی با این که هدفم از نوشتن یاداشت چنین رویکردی نبود اما نقد وارد بود. از این ها که بگذریم شریعتی در  نامه ای به پسرش می نویسد " تنها نعمتی که برای تو در مسیر این راهی که عمر نام دارد آرزو می کنم، تصادف با یکی دو روح خارق العاده، با یکی دودل بزرگ، با یکی دو فهم عظیم و خوب و زیباست. چرا نمی‌گویم بیشتر؟ بیشتر نیست! «یکی» بیشترین عدد ممکن است. دو را برای وزن کلام آوردم و نیست...." من نیز در مسیر زندگی ام برخورد با یکی دو فرهیخته را تجربه کرده ام که بی گمان یکی از آنها همکارِ فلسفه دانِ فلسفه خوان است. چنین رخدادی در زندگی ام بیش باد! گرچه دو برای وزن کلام است!  

http://shahrvand-newspaper.ir/news:nomobile/main/59354/%c2%ab%d8%af%d9%88%c2%bb-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%88%d8%b2%d9%86-%da%a9%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d8%b3%d8%aa!-     

یادگیری در سده ی بیست و یکم

شنبه 15 اسفند‌ماه سال 1394

برگردان: محمدرضا نیک نژاد، روزنامه همدلی، 13 اسفندماه 94

مترجم: چیستی یادگیری در سده 21 ام، این روزها از چالش های بزرگ جهان آموزش است. این که با گسترش باور نکردنی ابزارها و ابزراک های مجازی و ورود به واقعیتی به نام دهکده ی جهانی، هدف یادگیری چیست و سامانه های آموزشی به دنبال پرورش چه یادگیرنده هایی هستند از دلمشغولی های پژوهشگران و کارشناسان آموزش است. این نوشتار برای پاسخ به پرسشِ چیستی یادگیری در سده 21 ام به سراغ یازده نام آور گستره آموزشی رفته و پاسخ آنها را منتشر نموده است. در بخش نخست این یاداشت، دو پاسخ به این پرسش را با هم می خوانیم.    

تعریف شما از آموزش و پرورش در سده ی 21 ام چیست؟

اصطلاح " مهارت های سده 21 ام" به طور کلی برای پرداختن به شایستگی های مهمی مانند همکاری، سواد دیجیتالی، سنجشگرانه اندیشی و حل مشکل بکار برده می شود. واژه " مهارت های سده 21 ام " این باور را پشتیبانی می کند که مدرسه ها نیازمند آموزشی هستند که به شکوفایی دانش آموزان در جهان امروز یاری رسانند. با این رو در یک معنای گسترده این باور که یادگیری در سده 21 چیست، می بایست  برای  برداشت و گفتگو باز گذاشته شود.

برای دریافت درکی از چگونگی چشم اندازهای هم سو و یا متفاوت در این باره، ما چندی پیش از گستره ای از کارشناسان آموزشی درخواست کردیم تا یادگیری در سده 21 ام را از دیدگاه خود را تعریف کنند. که در زیر آن را می بینید.

ریچارد آلینگتون

استادِ آموزش و پرورش در دانشگاه تنسی، کارشناس مطالعه آموزش در سال های نخستین زندگی

من آدم پیری هستم، هرگز تویتر، اسکای، فیس بوک یا یوتوپ نداشته ام. به طرز شگفت آوری کمترین شکل محروم شدگی به وسیله تکنولوژی را احساس نمی کنم. من آماده ی پاسخ از روی لب تابم هستم، از بلک بری ام هر روز (هر چند نه زیاد) بهره می برم، و پاسخ به همین پرسش شما را ایمیل خواهم کرد. اما همچنان در آموزش سواد در شهروندان سده هجدهم گیر کرده ام. تا آن جا که می توانم بگویم به ندرت بی سوادان از سوادهای سده 21 امی بهره می گیرند زیرا آنها هرگز پرورده ی نوع سواد سده هجدهمی نیستند. به باور من در عمل، ما می توانیم هر کسی را برای خواندن (به روش سنتی) آموزش دهیم. در سبک زندگی من، نمی توانم بفهمم که چرا مدرسه ها باید بودجه ها را برای رایانه ها صرف کنند، در حالی که کتابخانه هایشان تا اندازه ای از عنوان هایی که دانش آموزان ممکن است برای خواندن بخواهند خالی است. من نمی توانم بفهمم که چرا کلاس ها وایت بُرد دارند اما کتابخانه ندارند. هیچ پژوهشی تا به امروز مدرکی بدست نمی دهد که داشتن رایانه و وایت برد در مدرسه ها بر مهارت های خواندن یا نوشتن دانش آموزان اثرهای مثبتی داشته است. اما اگر بخواهم برای پرورش شهروندی با سواد برنامه ریزی کنیم، کتابخانه های مدرسه و کلاس به عنوان ضرورتی شایسته پایه گذاری شده اند، با این حال هیچ تلاشی برای کتاب ها وجود ندارد.

بارنت بری

پایه گذار و مدیر عامل مرکز کیفیت آموزشی

یادگیری سده بیست و یکم به این معنی است که در حالی که دانش آموزان چیره می شوند بر درونمایه و اطلاعاتی از گستره های متنوع از موضوعات و منابع تولید و آنها را تحلیل و ارزیابی می کنند، این کار را با یک شناخت و احترام به فرهنگ های گوناگون انجام می دهند . دانش آموزان همچنان که بروز می دهند سه   R [مترجم: reading, writing, and arithmetic خواندن، نوشتن و حساب کردن] را همزمان سه C یعنی خلاقیت( creativity)، ارتباط ( communication ) و همکاری( collaboration ) را نیز آشکار می کنند. آنها سواد دیجیتالی را نشان می دهند و همچنین پاسخگویی مدنی را. ابزارهای مجازی و نرم افزارِ قلمرو آزاد، حوزه ی یادگیریِ بی مرزی برای دانش آموزان پدید می آورد که دانش آموزان در هر سنی، هر زمانی و هر جایی از آن بهره می برند.

یادگیری موثر در این خواسته های طبیعی، معلمان خوب آموزش دیده را به پیشرفت در علمِ شناختی تشویق می کند و آنها در تیم هایی در درون و بیرون فضای مجازی از نظر راهبردی سازماندهی می شوند. بسیاری از این معلمان به عنوان آموزگاران کنشگرِ پیشروِ اندیشنده teacherpreneurs)) به شمار می آیند. این آموزگاران در حالی که از نزدیک با دانش آموزان در جامعه های محلی شان کار می کنند به عنوان نگهبانان یادگیری، راهنماهای شبکه های مجازی، کارشناسان مسابقه ورزشی، سازمان دهنده های اجتماعی و پژوهشگران سیاسی خدمت خواهند کرد.   

http://www.hamdelidaily.ir/7092-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%AF%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DB%8C%DA%A9%D9%85.html

کمبودهای فراوان آموزشی و مجلس دهم

چهارشنبه 12 اسفند‌ماه سال 1394

                          

   محمدرضا نیک نژاد؛ روزنامه الکترونیکی امید ایرانیان، 12 اسفندماه 94

مجلس نهم در حالی به کار خود پایان داد که کارنامه اش درباره آموزش و پرورش منفی بود. نمایندگان دور نهم در زمان وزارت حاجی بابایی و در برابر دگرگونی های شعاری، بی بنیاد و آسیب زای او سکوت پیشه کردند و منافع آموزشی و ملی را فدای مصلحت های سیاسی و جناحی نمودند. گروه گسترده ای از آنان ری ندادن به محمد علی نجفی - به عنوان کسی که در یک فرایند بی سابقه مورد خواست بیشتر فرهنگیان کشور بود - دست رد بر خواسته های فرهنگیان، امید برآمده از انتخاب دولت تازه و بهسازی آموزش و پرورش زدند. در دوران وزارت علی اصغر فانی با چشمانِ بسته و با چماقِ سیاسی، کمبودهای آموزش و پرورش را بهانه کرده بر سر دولت می کوبیدند. به هر روی در یک چشم انداز کلی، مجلس نهم، آموزش و پرورش را ابزارِ کارآمدی می دید که با آن دولت یازدهم را بنوازد! که شوربختانه آنچه که در این میانه بیش از هر چیز آسیب دید آموزش، دانش آموزان و فرهنگیان بودند. بی گمان دگرگونی های ساختاری حاجی بابایی لکه سیاهی است که مجلس نهم و به ویژه کمیسیون آموزش آن در سیاهی آن شریک است.

اما به هر روی مجلس تازه در راه است و همچنان خواسته های صنفی – آموزشی فرهنگیان بی پاسخ مانده اند و همچنان گرهِ کور بودجه گلوی سامانه آموزشی را می فشارد و همچنان ساختار آموزشی لنگان است و همچنان تیم وزارت در گرفتن بودجه ی بیشتر ناتوان است و همچنان ساختار آموزشی از ناکارآمدترین وزارتخانه های دولت است و همچنان قطارِ خصوصی سازی و پولی کردن آموزش به شتاب و بی ترمز می تازد و همچنان دستِ کاربدستان آموزشی به سوی خیرین دراز است و همچنان مدرسه های فرسوده و پر خطر پذیرای دانش آموزانند و همچنان کودکان بازمانده از آموزش فراوانند و همچنان نو آموزان گرچه می آموزند اما از پرورش محرومند و همچنان و همچنان و همچنان. گمانی نیست که فرهنگیان و ساختار آموزشی با هر دگرگونی ای سیاسی، چشم براه توجه بیشتر تازه واردان نسبت به آموزش اند. در شرایط تازه اما، شمارِ نمایندگان همسو و همراه دولت در مجلس افزوده شده و شمار مخالفانِ آتشین به شدت کاهش یافته است. امید آن است که در مجلس تازه درگیری های جناحی کاهش یابد و خانه ملت مکانی شود برای پایش و رسیدگی بیشتر به شرایط نه چندان خوب آموزش. گرچه مجلس دهم هماهنگی و همدلی بیشتری نسبت به دولت خواهد داشت اما انتظار این است که نمایندگان بنا به وظیفه نمایندگی پیگر خواسته های به حق همه قشرهای جامعه و از آن میان فرهنگیان باشند. نمایندگان تازه باید با کم رنگ کردن نگاه سیاسی به آموزش و پرورش، دولت را به پرداختن بیشتر به سامانه آموزشی فرا بخوانند. مهمترین گام و ضروری ترین نیاز آموزش هزینه کردن برای آن است. مجلس تازه باید بداند هزینه کرد در آموزش و پرورش کاشتن نهالی است که بیست – سی سال آینده به بار خواهد نشست. نمایندگانِ مجلس دهم اگر در پی حمایت فرهنگیان از خود هستند باید در فرایندهای کوتاه، میان و بلند مدت راهکارهایی را بیندیشند تا آموزش از حفره فراخ ناکارآمدی بیرون آید و ساختار آموزشی را یاری دهند تا وظیفه پروراندن نسل های آینده را به بهترین شکل ممکن انجام دهد. درست مشخص نیست که شمار فرهنگیان راه یافته به مجلس چند تن هستند اما دست کم در تهران سه تن از لیست برگزیده شده، فرهنگیانی می باشند که برای پیگیری خواسته های همکاران خویش متعهد شده اند. امید است که این دوستان و دیگر همکاران راه یافته به مجلس، زبان گویای هم صنفی های خویش باشند و خواسته صنفی – آموزشی نزدیک به یک میلیون همکارانِ فرهنگی را در مجلس پیگیری کنند. خواسته هایی مانند بالا بردن میانگینِ دستمزدها – دستکم - تا خط فقر، یاری به گسترش و پویایی تشکل های فرهنگی، پیگیری پرداختِ سرانه ی دانش آموزی، پایش و سر و سامان دادن به مدیریت مالی در آموزش و پرورش، پایش بر مدیریت منابع انسانی و پیگیری آسیب های آموزشی و پرورشی برآمده از تعدیل نیرو، پرداختن جدی به عدالتِ آموزشی و پیگیری وعده های داده شده در دو گردهمایی توسعه و عدالت آموزشی، رسیدگی و پیگیری مدرسه های روستایی و مناطق مرزی و فقر شدید و شکافِ آموزشی در این مناطق و پیگیری ده ها نیاز ضروری دیگر.  شوربختانه دولت در این دو سال گذشته با دور شدن از وعده های داده شده، چندان توجهی به آموزش نشان نداده و محوری ترین تلاشِ دولتمردان کاهش هزینه های آموزشی از راه برون سپاری و خصوصی سازی بوده است. امید است که مجلس با نظارت دقیق بر برنامه ها و عمکرد دولت، آموزش را یاری کند تا از این دورِ ناکارآمدی بیرون آید.  

  http://omidiraniannewspaper.ir/detail/1471     

   1       2    >>