X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

سخنان فانی را جدی بگیریم

سه‌شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1393

                        

                                مهدی بهلولی،روزنامه آرمان،26 خرداد 93

در این که آموزش و پرورش ایران،سال هاست با دشواری های اقتصادی،دست به گریبان است هیچ گمانی نیست. از ساختمان های فرسوده شمار چشمگیری از مدرسه ها و امکانات ناچیز علمی و ورزشی آنها گرفته تا حقوق پایین آموزگاران،همگی خبر از این کاستی های دیرینه می دهند. این دشواری البته خود را در مدرسه های دولتی بیشتر نشان می دهد. پر بیراه نیست اگر گفته شود که در مدرسه های دولتی،به دلیل کمبود بودجه،به جز تدریس کلاسی کتاب های درسی- آن هم اغلب با کیفیت نه چندان رضایت بخش- هیچ برنامه ی انگیزه بخش تفریحی،ورزشی،علمی و ...انجام نمی پذیرد. چندی پیش گزارشی خواندنی می خواندم از بردن دانش آموزان به موزه های هنری و تاریخی،و تآثیر مثبتی که این دست بازدیدها در روحیه پژوهشی دانش آموزان می گذارد. شوربختانه بیشتر مدرسه های ایران،آنچنان درگیر کاستی های اقتصادی و گرفتاری های روزمره اند که کمتر در اندیشه انجام برنامه هایی اینچنین اند.

 باری،راه و روش بهبود آموزش و پرورش هر چه باشد بی گمان از بستر واقع گرایی می گذرد. به سخن دیگر،گام نخست بهسازی آموزشی،پذیرش کمبود،کاستی و دشواری هاست نه چشم پوشیدن بر آنها و در عالم خیال سخن گفتن؛آنگونه که به ویژه از فرادستان آموزش و پرورش دولت دهم دیده می شد. از این رو می توان گفت که سخنان تازه علی اصغر فانی،وزیر آموزش و پرورش،که در مجلس شورای اسلامی،به برخی از واقعیت های آموزش و پرورش پرداخته،نزدیک تر به حل مساله و حرکت در راه درست دشواری های آموزش و پرورش می باشد : " حدود یک سوم دانش آموزان در حال حاضر در فضاهای آموزشی تخریبی نیازمند مقاوم‌سازی مشغول تحصیل هستند ... یکصد و سی هزار کلاس درس فاقد وسایل گرمایشی مناسب هستند...  99 درصد اعتبارات وزارت آموزش و پرورش به حقوق و دستمزد پرسنل اختصاص پیدا می‌کند و تنها یک درصد از این اعتبارات برای کارها و حوزه‌های دیگر باقی می‌ماند. 
برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

برخورد با متقلب آموزشی؛آری یا نه!؟

دوشنبه 26 خرداد‌ماه سال 1393

                   

                محمدرضا نیک نژاد،ص آخر روزنامه شهروند،25 خرداد 93

                     (این یاداشت با نام "تقلب و متقلب" در روزنامه چاپ شده است)

چند روز پیش تو مترو دست فروشی داد می زد" خودکار نامرئی .... خودکار ماورای بنفش .... هم برای تشخیص اصل بودن اسکناس به کارتون می یاد،هم برای چیزایی که سر امتحان یادتون می ره،قابل توجه محصلا و دانشجوا! آخرشه ها! ببرید سر امتحان لنگ نمونید...."  اون روز مراقب امتحان نهایی هم بودم. بالای سر دانش آموزی وایسادم و برگه هاشو برداشتم تا وقت آزمون رو ببینم،از بختِ بدش برگه ی کوچیک با نوشته هایی که به دشواری خونده می شد از لای برگه هاش افتاد. به آرومی پرسیدم: این چیه؟ بی این که شرمی در چهرش نمایان بشه گفت: آقا تو رو خدا چیزی نخوندم،دارم می افتم! برگه تقلب رو گرفتم و جا به جاش کردم. دست و دلم نرفت بیرونش کنم. یاد چند سال پیش افتادم که کارمندای یکی از نهادهای دولتی رو برای آزمون های ضمن خدمت به دبیرستان مون اورده بودن و اونا بی هیچ ترس و شرمی با همکارای کناریشون تقلب می کردن! منم که تازه کار بودم و پختگی امروز رو نداشتم عصبی شده بودم!اونقدر کار بالا گرفت که وادار به واکنش شدم و با یکی دوتا شون بگو مگوم شد! پس از آزمون،مدیرم گفت" اینا برای این که دوزار به حقوقشون اضافه بشه می آن امتحان می دن،خدا رو خوش نمیاد! بهشون گیر بدی.راستش توی این که به تقلب گیر بدم یا ندم،موندم. از یه طرف زشتی این کار- حتی در دهه چهارم زندگی و بعد از سال ها درس خوندم و درس دادن- همچنان آزارم می ده و از طرف دیگه به گفته شریعتی " فاجعه پلیدی شده که چون همه گیر شده وقاحتش از یاد رفته و .... ". هر جا رو که نگا می کنی و با هر کی حرف می زنی،به بهانه خرابی بیش از اندازه ی جامعه با حرفایی مثه تو نَبری کس دیگه ای می بره! تو رعایت کنی دیگری رعایت نمی کنه! پس تو خر مراد خودتو پیش ببر و .... مجوز تقلب در هر زمینه ای رو برای خودش صادر می کنه. روزی تو کلاس درباره تقلب سر گفتگویی رو باز کردم و از بچه ها چرایی این رفتار رو جویا شدم. گروهی از بچه ها خاموش بودن،گروهی هم با بهانه هایی مانند درس خوندن و حفظ  کردن اونها چه سودی داره؟! پس بهترین راه،کوتاه ترین راهه،می خوایم رُو مراقبا رو کم کنیم،و یکی از اونها در برابر این پرسش که آیا این کار دزدی نیست؟ گفت چون ما با رضایتِ طرف ازش تقلب می کنیم دزدی شمرده نمی شه و .... گروهی هم سطح کار رو بالاتر بردن و سرمایه ها و مدارک باد آورده و اختلاس های کوچیک و بزرگ و رنگارنگ رو مطرح کردن و گفتن این فرهنگ ما ایرانی هاست! بزرگ ترا و پر نفوذا در سطح خودشون و ما هم ....! اما در این چند سال معلمیم تقلب ها و متقلب های جور- وا- جور، فراون دیدم. اما یکی شون بیش از اندازه روم اثر گذاشته! همکاری داشتم که تو تقلب گیری ادعای فراونی داشت. از متقلب هم تا گزارش و صورت جلسه و محرومیت،نمی گذشت. روزی تو امتحان درس نهایی که من معلمش بودم،با یه خودکار و برگه ای پیشم اومد و گفت: پاسخ چندتا از سوالات نمره بیا رو برام بنویس! پسر فلان کس داره امتحان می ده،می خوام ببرم براش! از اون زمان تا الان اگه خبر اختلاس یا حق کشی یا حق خوری ای رو می شنوم،با خودم می گم، اگه من در اون موقعیت بودم چه کار می کردم؟ آیا اون قدر علیه السلام هستم که چشم بر موقعیت پیش اومده ببندم!؟ یا الان که دستم نمی رسه می گم پیف پیف بو می ده! برای همینم هست که با نزدیک بیست سال معلمی،همیشه در این که با تقلب و متقلب برخورد کنم یا نه،دست و دلم لرزیده!

http://shahrvand-newspaper.ir/default/default.aspx?no=305&dn=1&pid=20&rnd=axuAVc&p=&y=93&m=03&d=25#

هفته محیط زیست و آموزش های پایه

شنبه 24 خرداد‌ماه سال 1393

                            

                      

                       محمدرضا نیک نژاد،روزنامه ی اعتماد،24 خرداد 93

هر کس در چند سال گذشته گذرش به شهرهای کناره دریای خزر افتاده و با چشم نه چندان تیزبین پیرامون خویش را نگریسته باشد،نخستین چیزی که چشم هایش را می آزارد،زباله های رها شده در کنار دریا،جاده ها و پارک های ملی است. قوطی های فلزی و پلاستیکی و موادی از این دست که سال ها و شاید قرن ها نیاز به تجزیه دارند در جاهای پر رفت و آمد رها شده و کشتزاری از زباله و زشتی را پدید آورده اند. چرا راه دور! می توان نزدیک تر را هم دید. گاهی دیده می شود با این که سطل زباله در یکی- دو متری شهروندان قرار دارد،زبال ها روی زمین و چمن گردشگاه ها رها شده و رها کنندگان با خیالی آسوده به خانه باز می گردند. گرچه پس از پایان روز و آرامش یافتن ما در خواب،این تلاش های کارگران زحمت کش شرکت های خصوصیِ مسئول پاک سازی شهر است که سر به هوایی گروه پر شماری از شهرنشینان چندان به چشم نمی آید و این چنین است که هر روز صبح،روزمان را با کوچه ها و خیابان های پاکیزه آغاز می کنیم و زشتی این رفتارها به چشم نمی آید و باز به ویرانی و آلودگی بیش از پیش زیست بوم خود می پردازیم. به باور نگارنده شهروندی که می تواند با دراز کردن دست خویش ته سیگارش را در سطل زباله بیدازد و با این حال آن را روی زمین رها می کند،نه از سرِ دهن کجی به بنمایه های زندگی شهرنشینی،که از ناآگاهی و نیاموختگی این بنمایه هاست که شهر و کشور و در پی اش جهان خویش را می آلاید. چنین شهروندانی الف- بای زندگی در جهانِ رو به گرما و آب شدن یخ های قطبی،از میان رفتن صدها گونه  گیاهی- جانوری در هر روز،آسیب جدی رسیدن به لایه اوزون و سرعت باور نکردنی نابودی زندگی در کره نیلگون زمین را نمی دانند و درک نکرده اند- گر چه هر روز در رسانه ها می بینند و می شنوند و کمتر هم می خوانند. 


برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

معنای مشارکت های مردمی در آموزش و پرورش ایران

شنبه 24 خرداد‌ماه سال 1393

              

                                        مهدی بهلولی،تارنمای حقوق معلم

 بیشتر دبیرستان های غیر دولتی،در زمان آزمون های خرداد،بخشی از تبلیغات خود را به در مدرسه های راهنمایی دولتی می آورند و به هنگام رفت و آمد دانش آموزان و یا پدر – مادر آنها،برگه های تبلیغات خود را به دست آنها می دهند. چندی پش به یکی از همین مدرسه های غیر دولتی زنگ زدم که در غرب تهران است و برگه تبلیغ آن را فرزندم که دانش آموز سال سوم راهنمایی است به خانه آورده بود. برای نام نویسی در سال نخست دبیرستان،مبلغ شهریه را پرسیدم. گفت هنوز شهریه امسال به ما اعلام نشده اما هزینه پارسال،پنج میلیون و پانصد هزار تومان بوده که با هزینه اردوها و کلاس های المپیاد می شد هفت میلیون تومان. اما امسال چیزی نزدیک به 25 درصد افزایش خواهیم داشت که سرجمع می شود نزدیک به نه میلیون تومان. همان شب مادر یکی از همکلاسی های پسرم به خانه مان زنگ زد و با همسرم صحبت کرد که بیایید بچه هایمان را در این مدرسه نام نویسی کنیم. همسرم گفت ما می خواهیم فرزندمان را به دبیرستان دولتی ببریم. 


برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

حق برخورداری انسان از آموزش و پرورش در برنامه توسعه پس از 2015(بخش پنجم)

جمعه 23 خرداد‌ماه سال 1393

                   

                  

            دو ماهنامه ی چشم انداز ایران، شماره ی84،اسفند 92 و فروردین 93

                                        

                                   برگردان: محمدرضا نیک نژاد

 توضیح :برگردان پیش روی شما،بخش پنجم از سفارش نامه ی شانزده نهاد مدنی - آموزشی جهان به سران کشورهای حاضر در مجمع عمومی سازمان ملل در مهر 92 است که در آن،سران کشورها به توجه بیشتر به آموزش و حق برخورداری از آن فراخوانده شده اند. این سفارش نامه ده بند است که بند نخست با دیباچه ای از برگرداننده تا بند هفتم آن در بخش های پیشین منتشر شد. بخش پنجم - بندهای هشتم و نهم - آن را با هم می خوانیم.

8 - دولت باید برای آموزش و پرورش عمومی به اندازه کافی سرمایه گذاری کند.

مسئولیت دولت تهیه منابع مالی ضروری برای تحقق بخشیدن به حق برخورداری از آموزش است. دولت باید با قرار دادن چارچوب های مناسبِ قانونی،سرمایه گذاری در بخش آموزش را تضمین نماید. همانند دیگر خدمات عمومی،سرمایه گذاری باید از منابع محلی پایدار و تابع پاسخگویی دموکراتیک باشد. این کار استاندارهای کافی دولت را فرض می گیرد و تضمین عادلانه و پیشرفته سامانه های مالیاتی کارا و مناسب را در بر می گیرد. 


برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

عضو کانون صنفی معلمان در گفتگو با ایلنا: شعار تابستانی آموزش و پرورش فقط بر روی کاغذ زیباست

جمعه 23 خرداد‌ماه سال 1393

«زمانی که به آخر تابستان می رسیم می بینیم که این قبیل برنامه ها دستاورد لازم را نداشته است/ سه سال پیش، تعدادی دانش آموز سالن مدرسه ای را رنگ کردند که یک ماه به طول انجامید ولی آنقدر سالن خراب شده بود که مجبور شدند فرد نقاشی برای رنگ کردن مدرسه بکار گیرند.»

عضو کانون صنفی معلمان ایران با اشاره به شعار تابستان امسال «هر دانش آموزان یک مهارت» گفت: این که گفته می شود امسال تابستان هر دانش آموز یک مهارت یاد می گیرد زمینه عملیاتی ندارد و فقط بر روی کاغذ قشنگ است.

«مهدی بهلولی» در گفتگو با خبرنگار ایلنا در مورد برنامه های تابستانی آموزش و پرورش برای غنی سازی اوقات فراغت دانش‌آموزان گفت: با توجه به تجربیات گذشته از آنجایی که مدارس امکانات لازم را برای انجام اقدامات پرورشی وفرهنگی ندارند نمی توانند کار چندانی در این زمینه انجام دهند. 
برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

آموزش و هفته گرامیداشت محیط زیست

چهارشنبه 21 خرداد‌ماه سال 1393

                      

                     محمد رضا نیک نژاد،روزنامه ی آرمان،21 خرداد 92

هفته چسبیده به روز جهانی محیط زیست- پنجم ژوئن – یعنی 15 تا 21 خرداد در ایران،هفته محیط زیست نام گذاری شده است. گویا باید در این هفته بیش از هر زمان دیگری از محیط زیست گفت و شنید و راه های نگاهداشت و گرامیداشت آن را آموخت و آموزش داد. در یکی از شبکه های اجتماعی می چرخیدم که چشمم به یاداشتی درباره هفته محیط زیست افتاد. به "پرتال سازمان حفاظت محیط زیست" سر زدم،به جز یکی- دو خبر که در آنها به این هفته اشاره شده بود و شعار روز جهانی محیط زیست- به نشانه ی مبارزه با گرمایش زمین"صدایتان را بالا بیاورید نه سطح دریا ها را- چیز دیگری که نمایانگر هفته ای به این مهمی باشد،نیافتم! اما این هفته بهانه ایست که درباره یکی از راه ها و ابزارهای نگاهداشت زیست بوم بگوییم و بشنویم. خانم ابتکار در روز نخست دوره دوم مدیریت بر سازمان محیط زیست گفت " آموزش و فرهنگ سازی عمومی از مهم‌ترین برنامه‌های محیط زیست است و باورهای زیست محیطی همواره در مردم ایران وجود داشته فقط باید فرصتی فراهم شود تا این باور‌ها بازخوانی و این فرهنگ به عمل ترجمه شود ... " (خبرگزاری ایلنا 20/6/92)

 این بخش از سخنان خانم ابتکار بسیار امید برانگیز است و در صورت پیگیری،در سال های آینده گره گشای بسیاری از دشواری های زیست محیطی کشورمان خواهد بود. 


برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

نگاهی به آزار جنسی در مدرسه

سه‌شنبه 20 خرداد‌ماه سال 1393

                   

                               مهدی بهلولی،روزنامه آرمان، 20 خرداد 93

آنگونه که در چند روز گذشته در برخی رسانه های خبری بازتاب یافت معاون یکی از دبستان های غرب تهران،به اتهام آزار جنسی چند تن از دانش آموزان مدرسه،بازداشت گردیده است. روشن است که تا پایان دادگاه و اعلام حکم،نمی توان درباره ی آنچه که رخ داده به طور قطع سخن گفت اما خود انتشار این خبر، می تواند بهانه ای باشد برای پرداختن و اندیشیدن به مسآله آزار جنسی در گستره آموزش و پرورش. چنین می نماید که مسآله آزار جنسی کودکان- گذشته از گونه ای بیماری و نابهنجاری بودن- رفتاری است متآثر از گسترش نگرش ابزاری به انسان. 


برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

دانش‌آموزان به سوالات تکراری عادت کرده اند

سه‌شنبه 20 خرداد‌ماه سال 1393

نوشته شده توسط محمد رضا نیک نژاد در ساعت 07:27 ق.ظ | چاپ یادداشت | نظرات[0]

ساختار آموزشی گریزان از شادی

شنبه 17 خرداد‌ماه سال 1393

                    

                                                  محمد رضا نیک نژاد

                                         روزنامه ی شهروند،17 خرداد 93

زادروز یکی از پیشواریان مذهبی بود و از ساعت های نخست آغاز به کار دبیرستان، قرار بود در جشنی با شیرینی و شکلات از بچه ها و آموزگاران پذیرایی شود. زنگ نخست گذشت و بچه ها برای استراحت به حیاط آمدند و پس از آن به کلاس بازگشتند. دانش آموزان و آموزگاران همه چشم براه برگزاری جشن بودند و پی در پی زمان آن را جویا می شدند. چند دقیقه از زنگ دوم نگذشته بود که سرایدار دبیرستان با جعبه ای شیرینی در دست و یکی از معاونان برای ورود به کلاس اجازه خواستند و همچنان که دانش آموزان پشت میزهای خویش آرام و بی حرکت نشسته بودند،شیرینی برداشته و می خوردند. از معاون علت برگزار نشدن جشن را پرسیدم. او گفت اگر جشن بگیریم شیطنت های آنها را نمی توانیم کنترل کنیم. راستش به گرفتاری هایش نمی ارزد! و از این رو به پخش شیرینی در کلاس بسنده کرده ایم. پُر بی راه هم نمی گفت،


برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

   1       2       3    >>