X
تبلیغات
رایتل

اندر حکایت مدارس دولتی

چهارشنبه 29 خرداد‌ماه سال 1392

 

فرشاد علی‌یاری/ روزنامه آرمان،28/۳/۹۲

 آنچه در ذیل می‌آید مشاهدات عینی نگارنده می‌باشد که بیش از 20 سال در مدارس دولتی تدریس نموده و امید است که مسئولان محترم آموزش وپرورش فرصتی برایشان فراهم شود تا این یادداشت مختصر را بخوانند گرچه ممکن است خود نیز از شرح ماوقع آگاه باشند. اکثر امکانات آموزش و پرورش به مدارس خاص اختصاص می‌یابد وحتی از پرداخت سرانه به مدارس دولتی دریغ می‌شود و می‌توان گفت که مدارس دولتی وضعیت سختی را در دهه اخیر سپری می‌کنند. مدیر و کارکنان مدارس دولتی با چه بودجه و سرانه‌ای می‌توانند فضای فیزیکی مدرسه خود را تغییر دهند؟


برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

حسن روحانی : مشکلات آموزش و پرورش به اقتصاد ما گره خورده است

چهارشنبه 29 خرداد‌ماه سال 1392

 از تارنگار :در سپهر آموزش(مهدی بهلولی)

 پایگاه خبری "آفتاب" در تاریخ 13 خرداد 92 گفت وگوی خواندنی و ارزنده ای را منتشر کرده با حسن روحانی. به نظرم هم اکنون که ایشان رییس جمهور منتخب مردم می باشند این گفت و گو،از ارزش بسیاری برخوردار است :

دیدگاه‌های دکتر حسن روحانی درباره آموزش و پرورش:

مشکلات آموزش و پرورش به اقتصاد ما گره خورده است

در دنیایی که اقتصاد دانش‌بنیان و قدرت فناوری تعیین‌کننده سرنوشت کشورها شده است، آموزش اهمیتی بنیادین دارد و بی‌شک کسانی که می‌خواهن سکان مدیریت کشور را بر عهده گیرند، باید تصور روشنی از وضعیت آموزش در کشور و برنامه‌هایی برای بهبود آن داشته باشند. دغدغه‌های خود در این زمینه را با دکتر حسن روحانی کاندیدای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری طرح کرده‌ایم تا پاسخ‌های او را بشنویم.

آفتاب: آقای دکتر روحانی، پس از سال‌ها حضور در مرکز تحقیقات استراتژیک و کار کردن روی سند سیاست‌های کلی آموزش و پرورش و آموزش عالی در ایران، دغدغه‌های شما درباره این بخش در کشور چیست؟

در حوزه آموزش چند مسأله اساسی وجود دارد و به این دلیل که دامن‌گیر همه خانواده‌هاست، یعنی اغلب خانوادها حداقل یک فرزند در مدارس دارند، مسأله خیلی جدی و به لحاظ استراتژیک برای کشور خیلی مهم است.


برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

آموزش و پرورش "حق"

چهارشنبه 29 خرداد‌ماه سال 1392

 

مهدی بهلولی،روزنامه بهار،28/۳/۹۲

"حق"،در گستره و رسانه های همگانی،شاید پربسامدترین مفهومی باشد که در چند هفته ی گذشته و در روزهای پیش از انتخابات ریاست جمهوری به گوش رسید. این واژه و مفهوم،البته در گفتمان حسن روحانی و محمد رضا عارف،از برجستگی ویژه ای برخوردار بود. در میان برنامه ها و سخنان حسن روحانی،که خوشبختانه با یک بسیج و پشتیبانی ارزنده و هوشمندانه ی مردمی به ریاست جمهوری رسید،"حقوق شهروندی" یکی از "کلید"های راه گشا به شمار می رود که امیدواریم در دولت آینده،سرلوحه ی کارها بنشیند. در میان رویدادهای پیش از انتخابات هم- که مفهوم "حق" با تآکید شایسته و اندیشه شده به میان آمد- می توان به گردهمایی بخشی از جامعه مدنی ایران اشاره نمود.


برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

مدرسه ی دموکراتیک

دوشنبه 27 خرداد‌ماه سال 1392

فلیکس گارسیا موریون

برگردان : مهدی بهلولی

روزنامه بهار،27/3/92

همانگونه که من در جاهایی دیگر نیز گفته ام بایستی در برنامه ی درسی آموزش اجباری مدرسه،زمان ویژه ای را به موضوع حقوق بشر،اختصاص دهیم،همان گونه که برای ریاضیات یا زبان،اختصاص می دهیم. برنامه کنونی آموزش اجباری،دستآورد گفت و گو و گزینش اجتماعی برای تصمیم گیری درباره ی این است که چه موضوع یا رشته های تحصیلی مهم،یا به اندازه ی کافی ارزنده اند تا در برنامه آموزشی پوشش داده شوند. اگر هیچ زمان ویژه ای نباشد که در آن دانش آموزان و آموزگاران،به گونه ای جدی،روی حقوق بشر کار کنند،ما می توانیم به دلبستگی آشکار به حقوق بشر،نزد بخشی از کسانی که در موقعیت تصمیم گیری درباره ی سیاست های آموزشی اند،نمره ی پایینی بدهیم. گرچه کودکان می توانند در زندگی روزمره،در محیط مدرسه یا خانه شان،از دوستان یا بزرگسالان،ارزش های اجتماعی پایه را بیاموزند؛آنها به همین روش،زبان مادری شان را هم یاد می گیرند. اما این دورهمنشینی های دوستانه،فراگیری نادرست و سطحی ای را درپی دارند،چراکه دانش آموزان،از مهارت های بایسته ی سنجشگری،برای بدست آوردن خبرگی درست و آفرینشگرانه بر آن موضوع ها،بی بهره خواهند ماند.

 از این رو،کودکان بایستی برای اندیشیدن و گفت و گو درباره ی حقوق بشر،فرصت بیابند. آنها،پیش از هر چیز،نیازمند دریافت بهتری از تاریخ حقوق بشرند تا دریابند که بسیاری از حقوقی که هم اکنون از آنها برخوردارند و یا بدیهی می انگارند- همچون مدرسه رفتن یا برخورداری از مراقبت های پزشکی- پیروزی هایی اجتماعی هستند که در سایه نبردهای کسان بسیار بدست آمده اند،و می توانند از زندگی اجتماعی و سیاسی ناپدید گردند،به محض این که مردم،دست از پافشاری بر آنها بردارند. و در واقع،این همان رویدادی است که هم اکنون رخ می دهد،هنگامی که زیر فشار نیروهای نولیبرال- که از سوی سازمان های چند ملیتی،بانک جهانی و صندوق جهانی پول رهنمود می گیرند- دولت رفاه در حال برچیدن است. دانش آموزان همچنین،به ناگزیر باید پی ببرند که در جهان کنونی،همه به یکسان،از حقوق بشر- حتی همان حقوق پایه ای و بنیادی تر- برخوردار نیستند. چه بسا آنها ندانند که کشورهایی وجود دارد که به گونه ای سازمان یافته،برخی یا بسیاری از آن حقوق ویژه را زیر پا می گذارند،آن هم از سوی همان مقاماتی که پشتیبان آن حقوق،پنداشته می شوند. آنها باید با گزارش هایی،مانند آنچه سازمان های خصوصی یا همگانی (عفو بین الملل،بنیاد دیده بان جهانی،برنامه رشد ملل متحد،جمعیت ملل متحد یا UNICE و ...)منتشر می کنند،آشنا شوند. نیز بسیار امیدوارکننده خواهد بود برای کودکان،تا دریابند که در سرتاسر جهان،مردم و نهادهای فراوانی هستند که به مبارزه برای حقوق بشر ادامه می دهند،و گه گاه زندگی شان را سخت در خطر می اندازند. اما اغلب،آموزشگران اخلاقی و آنانی که بر موضوع حقوق بشر کار می کنند گرایش به این می یابند که بر زیرپاگذاشتن حقوق پایه،تمرکز نمایند؛کاری که راهی را پیش پای دانش آموزان می گذارد که به احساس افسردگی و ناامیدی می انجامد. در حالی که بسیار ثمربخش تر آن است که بر نقش سازنده ی اجتماعی همه ی آن نهادها،گروه ها،و انسان های منفردی پای بفشاریم که در پشتیبانی از حقوق بشر در نبردند. با چنین رویکرد آموزشی ای،کودکان پاره ای از آن مراقبت ها را می آموزند،زیرپاگذاشتن ها[ی حقوق بنیادین] به پشت پرده برده می شوند،و جنبش های مدنی که سخت در دگرگونی های اجتماعی درگیرند،در معرض دید می نشینند.


برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

حذف دوره راهنمایی و ماندگاری پرسش های بنیادین!

دوشنبه 27 خرداد‌ماه سال 1392

محمد رضا نیک نژاد،روزنامه ی آرمان، ۲۷/۳/۹۲

چند شب پیش در خانه ی یکی از بستگان بودیم. دخترش کلاس ششم را گذرانده و آماده ی نام نویسی در دوره ی "متوسطه اول" بود. به دخترخانم به شوخی گفتم : ورودت به دبیرستان را تبریک می گویم. با شگفتی و در حالی که گمان می کرد من اشتباه کرده ام،گفت" من به راهنمایی می روم" به او گفتم مگر خبر نداری که دوره های آموزشی دگرگون شده اند و تو امسال دبیرستانی می شوی؟ با شور و شوق گفت نه نمی دانستم و پدر و مادرش هم از این سخن من شگفت زده شدند. این خانم دانش آموز درس خوان ِ یکی ازدبستان های خوب منطقه یک تهران می باشد!

در خبرها شنیده می شود که دوره ی راهنمایی پس از چهل سال از ساختار آموزشی کشور حذف و دوره آموزشی جایگزین آن "دوره متوسطه اول" نام خواهد داشت. اما این دگرگونی چرا رخ می دهد؟ و چه اثری بر کارآمدی آموزش در کشور و بر نوآموزان خواهد داشت؟

دوره ی راهنمایی تحصیلی با بیش از چهل سال دیرینگی در سامانه ی آموزشی،یکی از دوره های آموزش،در ساختار سه گانه ی آموزشی کشور- دبستان،راهنمایی و دبیرستان- بوده است.مهمترین هدف ِ بنیان گذاران این دوره، پرداختن به آموزش و راهنمایی های درخور به دانش آموزان این دوره به فراخور بالندگی شتابان تن و جان و ذهن آنها و هم زمانی این دوران با بلوغ نوآموزان بود. در این دوره ی سنی افزون بر آشنایی و کنجکاوی بیشتر دانش آموزان با ساختار جسمی خویش،آنها پا به گستره ی فراخ تری از اندیشه گذاشته و با نگاهی ژرف تر درگیرِ بازشناسی جهان پیرامون خویش می شوند. با این همه بسیاری از اندیشمندان و کارشناسان آموزشی از آغاز و پس مدت کوتاهی به ناکارآمدی این دوره پی برده و آن را بسیار دور از هدف های نخستین آن می دانستند و دوره ی سه ساله راهنمایی را وصله ای ناجور به جامه ی کهنه ی ساختار آموزشی ما می انگاشتند. بنا بر این همواره ناکارآمدی این دوره یکی از دغدغه های مهم دست اندکاران آموزشی بوده است.

سال گذشته و هم زمان با ورود پایه ششم به دبستان ها،کارگزاران آموزشی از شش ساله شدن دوره دبیرستان و تقسیم آن به دو دوره متوسطه اول و دوم نیز سخن گفتند. بنا براین ساختار، دوره متوسطه اول جایگزین دروه راهنمایی می شود. و امسال نخستین سالی خواهد بود که دانش آموزان،این دوره را تجربه کرده و ششمی های سال گذشته به سال نخست متوسطه اول راه می یابند.

در این میان نکته هایی مهمی به چشم می خورد. نخست آن که دانش آموزان و خانواده ها در این باره بسیار کم اطلاع و بی خبرند. افزون بر خانواده ها بسیاری از فرهنگیان از دگرگونی هایی که در چند سال گذشته و با شتابی باور نکردنی در ساختار آموزشی رخ می دهد شگفت زده هستند و چرایی این دگرگونی های شتابان را در نمی یابند. در آستانه ی نام نویسی دانش آموزان پایه نخست متوسطه،آموزش و پرورش نتوانسته است خانواده ها و فرهنگیان را با دگرگونی های پیش رو آشنا نموده و از همیاری و همکاری آنها در فرایند آموزش بهره بگیرد. این نا آگاهی از چرایی و درونمایه های این دگرگونی ها،سبب افت آموزشی دانش آموزان و دلزدگی آموزگاران شده است تا جایی که آنها را به شکلی خودکار در برابر این تغییرات قرار داده و سدی در برابر این دگرگونی ها پدید می آورد. از سوی دیگر تجربه تغییر دوره ی دبستان و دو بخش کردن آن به دو دوره ی سه ساله نشان می دهد که این دگرگونی ها صوری بوده و روش ها و درونمایه ها را در بر نمی گیرد. اکنون و پس از یک سال اجرایی شدن ساختار نوین آموزشی همچنان پرسش بنیادین،از کاربدستان آموزشی این است که این دگرگونی های شتاب زده به چه هدفی انجام می گیرند و کدام گرفتاری و دشواری آموزشی را هدف قرار می دهند؟ آیا این دگرگونی ها به هدف باروری اندیشه دانش آموزان انجام می شود؟ یا برای ورود به گستره هایی است تا آموزش مهارت های اجتماعی و جامعه پذیری دانش آموزان را به درس ها و دوره های آموزشی وارد نماید؟ انچه که بیش از هر چیز خود نمایی می کند آن است که این دگرگونی های پر سر و صدا تنها پوسته های آموزشی را دگرگون کرده و درونمایه ها با همه گرفتاری هایشان همچنان پا بر جا می باشند. این دگرگونی ها به افت باور نکردنی آموزشی و چرایی گریز دانش آموزان از آموزش های رسمی نمی پردازند. گویا فرادستان آموزشی در دگرگونی های تازه و با آمارهای پی در پی به دنبال آنند تا دوره مدیریت خویش را دوره ای شکوفا و پر کار نشان دهند.گرچه دوره ی راهنمایی در ساختار آموزشی کشور حذف شده است،اما گرفتاری ها و دشواری های چهل ساله آن همچنان اندیشه ی اندیشمندان و کارشناسان آموزشی را می آزارد و همچنان ناکارآمدی این دوره چه به نام دروه ی راهنمایی و چه دوره ی متوسطه اول پا بر جا خواهد بود.

ز گهواره تا گور دانش به زور!

دوشنبه 27 خرداد‌ماه سال 1392

محمدرضا نیک نژاد،روزنامه بهار،۲۷/۳/۹۲

تخته کلاس را پاک می‌کردم که جمله «ز گهواره تا گور دانش به زور» را دیدم و چند روزی درگیرش بودم. طنز موجود در شعر، نیشخندی بر لبانم نشاند و واقعیت نهفته در آن، پرسش‌های فراوانی را پدید آورد. دلزدگی و گریز از یادگیری سال‌هاست که گریبانگیر آموزش‌وپرورش، خانواده‌ها، آموزگاران و دانش‌آموزان ماست. بارها این سخنان پربسامد را از پدر و مادرها و آموزگاران می‌شنویم که بچه‌ها


برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

شاد باش

یکشنبه 26 خرداد‌ماه سال 1392

با درود،
پیروزی همدلی و همراهی ملت
در واپسین نمایش آگاهی و مدنیت
بر همه دوستان شاد باد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کیفیت آموزش بیشترین تاثیر را در کاهش افت تحصیلی دارد

یکشنبه 26 خرداد‌ماه سال 1392

گفت و گوی روناک حسینی با محمد روزبهانی

روزنامه آرمان،۲۶/۳/۹۲

کاهش افت تحصیلی دانش‌آموزان در هر سه پایه تحصیلی را وزارت آموزش و پرورش دولت دهم به‌تازگی اعلام کرده است. در سه پایه تحصیلی ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان در چهار سال تحصیلی گذشته آمار افت تحصیلی کم و کمتر شده‌است؛ آن هم زمانی که دوره راهنمایی با آخرین مقطع سوم راهنمایی در سال تحصیلی پیش رو در حال محو شدن است. پیش از این رئیس مرکز آمار، فناوری اطلاعات و ارتباطات وزارت آموزش و پرورش به نقل از باشگاه خبرنگاران اعلام کرده بود که در سال‌های اخیر با اجرای سند تحول بنیادین شاهد کاهش چشمگیر آمار مردودی در همه پایه‌های تحصیلی بوده‌ایم، به‌گونه‌ای که براساس آمار، تعداد مردودین دوره راهنمایی در سال تحصیلی 88-87، یکصدوبیست و


برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

برنامه درسی ملی و شتاب زدگی آموزش و پرورش

یکشنبه 26 خرداد‌ماه سال 1392

مهدی بهلولی،روزنامه شرق،۲۵/۷/۹۲

در ماه های میانی سال گذشته،سند برنامه درسی ملی،در شورای عالی آموزش و پرورش تصویب گردید و به آموزش و پرورش ابلاغ شد. آن گونه که از پیش نویس های این سند برمی آید آغاز تهیه و نگارش آن به پنج شش سال پیش برمی گردد،و تهیه و تصویب آن یکی از حلقه های فرآیندی است که از آن با عنوان دگرگونی بنیادین در آموزش و پرورش نام برده می شود. سند برنامه درسی ملی،همانگونه که از نام آن برمی آید،نقشه ی کلی،درون مایه و زمان آموزش از سال نخست دبستان تا دیپلم را روشن می نماید.همچنین به وارسی هدف هایی می پردازد که هر درسی بایستی در هر کدام از 12 پایه تحصیلی پیگیری نماید. از این رو انتظار بر این بود که پیش از تصویب این سند،کتاب های تازه ی سیستم نوین آموزشی 3-3-3-3 به نگارش درنیایند. منطق حکم می کرد که نخست سند برنامه درسی ملی تهیه و تصویب شود و پس از آن سیستم نوین پیاده گردد و کتاب های تازه ی آن نوشته شود.


برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

من به روحانی رای می دهم

پنج‌شنبه 23 خرداد‌ماه سال 1392

با درود به دوستان گرامی،دیشب تا نزدیک یک نیمه شب با خانواده به خیابان های مرکزی تهران یعنی هفت تیر و ولی عصر رفته بودیم . این شب مرا به یاد چهار سال پیش و روز های گرم خرداد 88 انداخت که پیش از انتخابات همه با هم دوست بودند و طرفداران نامزدهای گوناگون به هم تیکه های سیاسی با مزه ای می انداختند و هر کسی را ه خودش را می رفت و کار خودش را می کرد. دوستی و مهر میان همه موج می زد و همه شاد بودند. دیشب نیز شعار های با نمکی مانند"دولت گاز انبری نمی خوایم" و "حسن کلید ساز" و ... زیاد به گوش می رسید. بی گمان بیش از هشتاد درصد پیاده ها و سواره ها نمایه های حسن روحانی را در دست داشتند و شور و شوق در میان مردم فراگیر و دیدنی بود. امیدوارم برای یک بار هم که شده حاکمیت قدر این مردم و کشور را بداند و فضا را کمی آزاد کند. من به روحانی رای می دهم و امیدوارم پس از روی کارآمدن او کمی "هر چند اندک" گشایشی در کار زندانیان سیاسی مانند موسوی،کروبی،زهرا رهنورد،،عبدالفتاح سلطانی،تاجزاده،بهزاد نبوی و .... و به ویژه دوستان گرامی ام" رسول بداقی،محمود باقری،محمد داوری،عبدالله مومنی و ...." پدید آید. من بر این باورم که هیچ کس نباید برای کس دیگری هزینه دهد. آنها هم مانند تک تک ما حق دارند زندگی کنند و از زندگی بهره ببرند. گرچه جان های از دست رفته برگشتنی نیست! اما چاره ای هم از دگرگونی های آرام و حساب شده نمی باشد. دیروز عصر و دیشب نشان داد که روحانی در تهران رای دارد، امیدوارم در شهرستان ها نیز رای با او باشد. تفاوت و اختلاف در بالای هرم قدرت در هر جای جهان فضایی رو به رشد و تنفس برای مردم پدید می آورد. امیدوارم با انتخاب روحانی این اختلاف و دوگانگی در قدرت به وجود بیاید و گشایشی در اقتصاد و سیاست پدیدار شود.
   1       2       3    >>