X
تبلیغات
رایتل

نارضایتی شغلی فرهنگیان

چهارشنبه 29 دی‌ماه سال 1395


محمدرضا نیک نژاد، روزنامه الکترونیکی امید ایرانیان، 29 دیماه 95بر کسی پوشیده نیست که معلم یکی از مهمترین پایه های آموزش به شمار می آید. دانسته ها، توانایی ها و دلبستگی های او به آموزش بی گمان گشاینده بسیاری از بن بست های امروز و آینده آموزش در کشور است. شاید، دلبستگی به آموزشگری و انگیزه یادگیری و یاددهی از نخستین عامل ها برای ورود به این حرفه باشد، اما بی گمان رضایت شغلی و خرسندی از کنش های آموزشی، شرط بنیادین برای حضوری پرانگیزه، کارآمد و سودمند در آن است. آموزگار ناراضی و بی انگیزه نمی تواند در راستای هدف های آموزشی حرکت کند و همپای دگرگونی های ملی و جهانی پیش رود. امام شوربختانه دهه هاست که نارضایتی های روز افزون در میان فرهنگیان گسترش یافته و امروزه بیش از هر زمان دیگری خود را نشان می دهد. این سطح از نارضایتی در کنار دیگر ریشه های ناکارآمدی آموزش، دارد به شکل بحرانی بنیادین خود نمایی می کند و شوربختانه تر دست اندرکاران سیاسی و آموزشی چشم در بر این بحران خطرخیز بسته و آن را نادیده می گیرند. این یادداشت بر آن است که به دو عامل نارضایتی فرهنگیان اشاره ای گذرا داشته باشد.
1-  نخستین عامل نارضایتی فرهنگیان ناشی از پایین بودن میزان دستمزدشان است. این نارضایتی از سویی برآمده از نگاه و حس آنان نسبت به مدرک، جایگاه اجتماعی، حساسیت و اهمیت شغلی شان است و از دیگر سو پیامد سنجش خویش با دیگر کارمندان دولت و نهادهای حکومتی. از سویی فرهنگیان میانگین مدرک تحصیلی خویش را بالاتر از میانگین کشوری می دانند و از این رو خود را سزوار توجه بیشتر از سوی دولت و حکومت و جامعه و اندیشمندان ارزیابی می کنند. و از دیگر سو اهمیت شغل معلمی و نقش آن در آموزش و پرورش نسل های آینده را بهترین بهانه برای توجه بیشتر به شغل خویش می دانند. بی توجهی به جایگاه آموزش حتی بیش از کم توجهی به میزان دستمزدها، فرهنگیان را آزار می دهد و آنان را دچار فشارهای روحی و در نتیجه نارضایتی شغلی کرده است. اما در بخش مقایسه با کارمندان دیگر می توان گفت که گرچه بنابر قانون هماهنگ حقوق، دریافتی همه کارمندان باید یکسان باشد و گویا در بخشی از دریافتی بسیاری از کارمندان  چنین است؛ اما کارمندان دیگر نهادهای دولتی و حکومتی دارای مزایایی هستند که گاه بیش از دستمزد ماهانه شان می باشد و از این رهگذر هزینه بسیاری از بخش های زندگی آنان را بدون برگزیدن شغل های دوم و سوم تامین می کند. این گلایه چیزی نیست که تنها فرهنگیان به آن پرداخته باشند. برای نمونه در میانه های اعتراض های گسترده و درازمدت فرهنگیان در سال های 93 و 94 بسیاری از دست اندرکاران آموزشی و حتی دولتی آن را تایید می کردند و به گفته خودشان در پی یافتن راهی برای جبران تفاوت ها و تبعیض ها میان فرهنگیان و دیگر حقوق بگیران بودند. نمونه ای دیگر گزارش بررسی مرکز پژوهش های مجلس بود که در آن تاکید شده بود که دست فرهنگیان از بسیاری از مزایایی که کارمندان دیگر دارند کوتاه است و دولت را به رساندن میانگین دریافتی فرهنگیان به میانگین دریافتی دیگر کارمندان توجه داده بود. گمانی نیست که این بی توجهی و حس نادیده گرفته شدن، یکی از ریشه های نارضایتی فرهنگیان و در نتیجه ناکارآمدی آموزش است.
2-  دومین ریشه نارضایتی فرهنگیان که پنهان تر، اما بنیادین تر است، بی توجهی به جایگاه تخصصی آنان در دگرگونی های خرد و کلان آموزشی و برنامه های کوتاه مدت و میان مدت و بلند مدت وزارتخانه آموزش و پرورش است. فرهنگیان به عنوان مجریان برنامه های آموزشی، هیچ نقشی در پژوهش، بررسی و تهیه طرح های آموزشی تازه ندارند و حتی مورد نظرخواهی قرار نمی گیرند! تنها در گام های اجراست که باید چشم و گوش بسته به دستور فرادستان و بخشنامه هایشان عمل کنند و برنامه ها را پیش ببرند! اما چون فرهنگیان دانسته ها و آگاهی های خویش را  برآمده از دانش آموختگی های آکادمیک از سویی، و سال ها دست و پنجه نرم کردن با دانش آموز و کلاس و مدرسه از دیگر سو می دانند؛ در بسیاری از برنامه ها همکار و همراهِ خوبی برای برنامه های آموزشی تحمیلی نیستند. بسیاری از فرهنگیان– درست یا نادرست- کاربدستان آموزشی را افرادی به دور از کلاس و درس و دانش آموز می دانند و دیدگاه ها و برنامه های آنان را حتی برای آموزش کشور آسیب زا ارزیابی می کنند. شکاف میان دست اندرکاران آموزشی و فرهنگیان، افزون بر زخم های کاری بر پیکر آموزش کشور، سبب نارضایتی و بی انگیزگی فرهنگیان نسبت به شغل خویش شده است.
به هر روی تلاش برای پیشرفت آموزش و کارآمدی آن بدون رضایت شغلی فرهنگیان آب در هاون کوفتن است و جز به باد دادن هزینه ها و منابع پیامد دیگری برای کشور نخواهد داشت. از این رو باید فرهنگیان را راضی کرد و راضی نگهداشت.     
http://omidiraniannewspaper.ir/detail/6250