مجمع عمومی کانون‌ها، هم استراتژی و هم تاکتیک!


محمدرضا نیک‌نژاد،روزنامه شرق،26 مهر 95مجمع عمومی کانون‌های صنفی معلمان سراسر کشور سال‌ها به بهانه‌های گوناگون برگزار نشده و وزارت کشور دولت‌های نهم و دهم با راهکارِ پا در هوا نگه‌داشتن این تشکل‌ها، بیش از ١٠ سال از شکل‌گیری و گسترش این نهاد معلمی جلوگیری کردند. اگر از رفتارهای غیرقانونی و فراقانونی آن دولت‌ها و به‌سر‌چرخاندن سه‌ساله دولت کنونی بگذریم، در یک سال گذشته دولت یازدهم صلاح را در آن دانست که مجوز برگزاری مجمع عمومی این نهادهای مدنی را بدهد و از‌این‌رو در ماه‌های گذشته و در چند استان، مجمع عمومی برگزار شده و کانون‌های صنفی، هیأت‌مدیره تازه خود را شناخته‌اند. با همه اماواگرها بی‌گمان باید برگزاری مجمع عمومی کانون‌های صنفی معلمان را به فال‌ نیک گرفت و از آن بهترین بهره‌ها را برد. گرفتن مجوز برگزاری مجمع و انتخاب هیأت‌مدیره، دوره‌ای تازه در کنش‌های صنفی این نهادها و کنشگران صنفی- آموزشی آن خواهد بود. با یک نگاه راهبردی- استراتژیک- توانمندسازی تشکل‌های معلمی و گسترش کمّی و کیفی آنها به‌عنوان نهادهایی که به شکل حرفه‌ای به‌دنبال حق مادی و غیرمادی معلمان هستند، بی‌گمان به توانمندسازی و بهبود شرایط حرفه‌ای فرهنگیان می‌انجامد. بهبود زمینه‌های مادی و غیرمادی پیشه‌ آموزگاری به‌عنوان یکی از ستون‌های آموزش نوین، به بهبود آموزش به‌عنوان محور توسعه انسانی خواهد انجامید و در درازمدت پیامدهای شایسته‌ای برای کشور به‌همراه خواهد داشت؛ بنابراین برگزاری این مجامع و البته خوب‌برگزار‌شدنشان در نگاهی راهبردی، یکی از نخستین گام‌های حرکت به‌سوی جامعه‌ای توسعه‌یافته و پیشرفته است که سهم آموزش‌وپرورش و معلمان در پدیدآوری آن بر کسی پوشیده نیست و نمونه‌های آن را در کشورهای اسکاندیناوی، اروپای غربی، ژاپن و... می‌بینیم. در روندی کوتاه‌مدت و تاکتیکی نیز توانمندسازی تشکل‌های مستقل معلمی می‌تواند گره‌گشای بسیاری از دشواری‌های آموزشی، صنفی، ساختاری و... باشد. گسترش کانون‌های صنفی معلمان ایران به‌عنوان مستقل‌ترین و تا اندازه‌ای گسترده‌ترین تشکل معلمی کشور می‌تواند نماینده‌ بامجوز و بی‌مجوزِ بسیاری از فرهنگیان در سراسر کشور باشد؛ فرهنگیانی که با گوشت و پوست خود با گروه‌های دانش‌آموزی کشور سر‌و‌کار دارند و از کمبودهای نرم‌افزاری و سخت‌افزاری آموزش باخبر هستند و مانند دانش‌آموزان‌شان قربانی ناتوانی‌ها و ناکارآمدی‌های آموزشی‌اند. در سال‌های گذشته کانون‌ها و انجمن‌های صنفی معلمان کشور با همه نامهربانی‌ها توانسته‌اند تا اندازه‌ای بازتاب‌دهنده گرفتاری‌های خرد و کلان این بخش از جامعه معلمان باشند. نتیجه واکنش دست‌اندرکاران آموزشی و سیاسی به پیگیری‌های تشکل‌های صنفی و کنشگران پرتلاش و هزینه‌داده آنها، بازشدن گره‌هایی کوچک و اندک؛ اما امیدوار‌کننده بوده است؛ برای نمونه اجرای گام نخست رتبه‌بندی فقط در سطح افزایش دستمزدها- با همه ایرادهای وارد بر آن- مقاومت در برابر گسترش خصوصی‌سازی آموزش و دست به عصا کردن دست اندرکاران در این زمینه، دیدارهای همیشگی و پیگیرانه با فرادستان آموزشی برای بازکردن گره‌های صنفی، آموزشی، پیگیری برخی فرهنگیان آسیب‌دیده در راه آموزش و یاری‌رسانی هرچند اندک به آنها، بازتاب بی‌پرده برخی رخدادها در گستره آموزش مانند جان‌باختن برخی فرهنگیان یا آزار جنسی بعضی دانش‌آموزان و حتی تنبیه بدنی آنها و... . بی‌گمان شرکت در مجمع عمومی کانون‌های صنفی معلمان کشور و از آن میان تهران، راهکاری راهبردی و تاکتیکی در کنش‌های صنفی فرهنگیان است. امید است همکاران استان تهران در روز ٢٧ مهر ٩٥ برای پیشبرد این نگاه راهبردی و تاکتیکی در مجمع شرکت کنند و در گامی دیگر، کنش‌های صنفی معلمان هم در سطح و هم در ژرفا را گسترش دهند که بی‌گمان فرصتی کم‌مانند است برای پیگیری‌های صنفی‌مان.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد