ریشهیابی «همدلـی» از ضعفهای آموزش و پروش به بهانه استیضاح «علی اصغر فانی»
آساره کیانی،روزنامه همدلی ،8 مهر 95
سال تحصیلی جدید به یک هفته نرسیده و از سوی دیگر بیش از 6 ماه از عمر دولت تدبیر و امید باقی نمانده است که خبر میرسد، علی لاریجانی طرح استیضاح وزیر آموزش و پرورش از سوی برخی نمایندگان را به هیات رئیسه ارجاع داده است.
رئیس مجلس در روز هفتم مهرماه گفت که درخواست استیضاح پس از متقاعد نشدن طراحان، یکشنبه گذشته به هیات رئیسه مجلس ارائه شد و این هیات باید زودتر آن را اعلام وصول میکرد. امضاهای این طرح بیشتر از یک ماه پیش جمع شده بود و شماری از نمایندگان اواخر مرداد ماه از تصمیم خود برای استیضاح وزیر آموزش و پرورش خبر داده بودند.
علت طرح استیضاح وزیر آموزش و پرورش پیش از این «تحمیل هزینه های آموزشی به شهروندان» و «کاهش کیفیت آموزش در مدارس» توصیف شده بود. علی اصغر فانی در تیرماه سال گذشته از سوی مجلس نهم استیضاح شد، اما مجددا رای اعتماد نمایندگان را کسب کرد و به کار خود ادامه داد.
اما استیضاح وزیر آموزش و پرورش نشان از نوعی عدم ثبات در سیستم آموزش و پرورش دارد که بر سایر حوزههای وزارتخانه مربوطه اثرگذار خواهد بود. به نظر میرسد گلایه معلمان و کادر آموزشی و از سوی دیگر خانوادههاو دانشآموزان از وزارتخانه آموزش و پرورش در هر دولتی به جای خود باقی بوده است و آمدن و رفتن وزرای مختلف تاثیری در روند آموزشی کشور یا بهبود نسبی آن نداشته است.آیا استیضاح وزیر کارساز است و شرایط را بهتر خواهد کرد؟
به نظر میرسد ضعف علیاصغر فانی(وزیر آموزش و پرورش) تا حدودی به بیتوجهی کل ساختار دولت به آموزش و پرورش برمیگردد. فرهنگیان میگویند: اگر شعارهای دوره انتخابات روحانی را ببینید تقریبا صددرصد قولهایی که در حوزه آموزش و پرورش داده است، عملی نشده است و چنانچه دولت تدبیر و امید میخواهد در 6 ماه دیگر از فرهنگیان رای بگیرد باید سیاستهای حوزه آموزش را بیشتر مورد توجه قرار دهد.
مقصر، فرد نیست
دو دلیل برای استیضاح وزیر آموزش و پرورش مطرح شده؛ تحمیل هزینههای آموزشی به شهروندان و خانوادهها و افت آموزشی؛ هر دوی اینها در آموزش و پرورش ریشهدار هستند و وزیر نمیتواند مقصر باشد.
یک کارشناس مسائل آموزشی، استیضاح وزیر آموزش و پرورش را نوعی برخورد سیاسی میداند و میگوید: «در آموزش و پرورش موارد بیشماری وجود دارد که میتواند دلایلی برای پرسش از وزیر باشند. دو مورد یادشده ریشههای گستردهای در آموزش و پرورش ما دارند و اینگونه نیست که بگوییم فلان وزیر آمد و این مشکل را ایجاد کرد؛ گرچه فرد مهم که در جایگاه وزارت قرار بگیرد؛ اما نمیتوان وضعیت موجود را حاصل ناکارآمدی و ناتوانی وزیر آموزش و پرورش و تیم همراهش دانست.»
محمدرضا نیکنژاد ادامه میدهد: با وضعیتی که در حال حاضر وجود دارد هر کسی که در جایگاه وزارت آموزش و پرورش و تیم همراهش قرار بگیرد تنها میتواند به نوعی فعالیت کند که اتفاق خاصی برای آموزش و پرورش به وقوع نپیوندد؛ هیچکسی نمیتواند تغییری در این شرایط ایجاد کند؛ چاهی است که سنگی در آن افتاده و هرکسی هم بیاید نمیتواند این سنگ را بیرون بیاورد آنقدر که عمیق است.
سیاستهای حاکمیتی نادرست در حوزه آموزش و پرورش
اما بحث تحمیل هزینههای آموزشی در کمبود بودجه آموزش وپرورش ریشه دارد؛ نیکنژاد
می گوید: «دخل و خرج آموزش و پرورش به هم نمی خواند و از چندین دهه پیش پولگرفتن از خانوادهها وجود داشته و حالا به این شکل حاد ، چندشآور و آزاردهنده درآمده؛ بعضی مدارس دولتی هم چندین میلیون به بهانههای مختلف از خانوادهها پول دریافت میکنند. تا به مدارس روستایی میرسد که قرار است آب و برقشان را قطع کنند و از دانشآموزان میخواهند پول بیاورند مدرسه.
این فعال صنفی ادامه میدهد: «این قضیه در حالیکه به ناتوانی مدیران آموزش و پرورش برمیگردد به مسئولان حاکمیتی و سیاستهای آنها هم برمیگردد؛ فرض کنید ما طرفدار استیضاح باشیم؛ فانی نمیتواند بودجه بگیرد؛ فانی نمیتواند افت آموزشی را درست کند و هزار عیب دیگر؛ حالا یک نفر دیگر را بیاوریم ببینیم میخواهد چهکار کند؟ چه کسی میتواند این کشتی به گل نشسته را نجات دهد؟ هر کسی که بیاید همین وضع است؛ قصد دفاع از فانی وجود ندارد و به نظر میرسد تفاوتهای شخصیتی در نحوه مدیریت موثر است و همه وزرا از دورههای گذشته با این مشکلات دست و پنجه نرم کردهاند و خوب که نگاه کنید خواهید دید که معلم ناراضی است؛ دانشآموز ناراضی است؛ خانوادهها ناراضی هستند؛ مجلس ناراضی است؛ رئیسجمهور و قوه قضائیه و... ناراضی هستند؛ بنابراین نمیتوان ریشه این نارضایتی را در فرد جستجو کرد.»
مجلس بودجه نمیدهد؛ دست فانی در جیب خانوادهها
نیکنژاد میگوید: «در صحبتی که توسط آقای لاریجانی در باب استیضاح وزیر مطرح شده باید به این نکته توجه کرد که بودجهای که قرار است به آموزش و پرورش اختصاص داده شود در دستان مجلس است نه وزیر آموزش و پرورش. چرا وقتی وزیر میگوید 40 هزار میلیارد بودجه آموزش و پرورش میخواهیم به او 30 هزار میلیارد میدهید تا دستش را توی جیب خانوادهها کند؟» او ادامه میدهد: «از سوی دیگر میگویند که فانی باید برود؛ در این زمان و در این 6 ماه باقیمانده از دولت روحانی رفتن او چه تاثیر خواهد داشت؟ باید در دولت بعدی فکری به حال آموزش و پرورش کرد اگر قرار است در این زمینه فکری شود.»
فرهنگ نتیجهگرا در افت آموزشی
مقصر است نه فانی
اما به لحاظ افت آموزشی هم باید گفت که در این قضیه مسائل زیادی دخیل هستند؛ این کارشناس مسائل آموزشی، یکی از مسائل تاثیرگذار را فرهنگ آموزشی میداند و توضیح میدهد: «فرهنگ آموزشی ما بر اساس فرهنگ نمرهمدار و کنکورمحور و نتیجهگرایی شکل گرفته که فشاری به دانشآموز و خانواده وارد کرده است؛ و از حدود پنجاه سال پیش تا کنون وجود داشته و فانی در این قضیه موثر
نیست.
از سوی دیگر، محتوای آموزشی، روشهای آموزشی و ... در کنار فضای مجازی هیچ آموزهای را به دانشآموزان منتقل نمیکند که به آنها بگوید در دنیای امروز چطور زندگی کنند؟ به این دلیل که شرایط آموزشی سنتی و ایدئولوژیک بر آن حاکم است؛ سیطره غیردموکراتیک در فضای مدرسه و کلاس هم از مواردی است که نمیتوان از آن غافل ماند. این موارد بچهها را از آموزش گریزان میکند؛ از سوی دیگر خانوادهها فرزندان تحصیلکرده دارند که درصدبالایی دچار بیکاری شدهاند؛ زمانیکه فرزندان ما که در موقعیت درسخواندن هستند، با دیدن این مسائل انگیزههای خود را برای درسخواندن از دست خواهند داد.» اگر افت آموزشی وجود دارد به درونمایههای آموزشی و ناکارآمدی و به روزنبودن آن برمیگردد و از سوی دیگر فضای کلی جامعه که بر افت آموزشی هم تاثیرگذار است.