محمدرضا نیکنژاد،روزنامه فرهیختگان،ص نخست، 4 تیر 93
در کشور ما کنکور برگزار میشود و هر سال نیز شاهد آن هستیم اما اگر بخواهیم جایگاه کنکور را در فضای آموزشی بررسی کنیم در همین ابتدا باید تاکید کرد که کنکور در نظام آموزشی همچون بیماری است و همانطور که مسئولان کشور در حوزه آموزشی پیگیر آن هستند که کنکور را حذف کنند، شرایط آموزش نیز نیازمند چنین تحولی است. کنکور در سطحهای بالاتر (پس از راهنمایی) آموزش را تحت تاثیر خود قرار داده است و آموزش را از آن اهداف اصلی خود دور کرده است. به عبارتی عامل زمینگیر شدن آموزش در کشور است. مثلا در مدارس بیش از آن که تعلیمات اجتماعی برای زندگی اجتماعی آموزش داده شود و بیش از آن که ریاضی برای شکوفایی ذهن به دانشآموز یاد داده شود و با آموزش فرآیند حل مساله بحث استفاده آن در زندگی مورد توجه قرار گیرد بیشتر تمرکز مدارس بر روشهای تستی وحفظ مطالب است. در همین برنامه آموزشی، استرس و اضطراب از سوی جامعه و خانواده نیز به دانشآموزان تحمیل میشود و همه این موارد دانشآموز را از آموزش صحیح دور میکند. اگر ما بخشی از فعالیتهای آموزش و پرورش را آموزشهای شهروندی و اجتماعی کردن دانشآموزان بدانیم به دلیل مشکل کنکور چنین مسالهای با بیتوجهی روبهرو میشود. البته ما با نگاه کنکوری و نتیجهگرا که همه چیز را با نمره میسنجد در تمام سطوح برخورد میکنیم.در نتیجه با حذف کنکور و ترویج فرهنگ مناسب میتوانیم فضای آموزشی بهتر و آینده مناسبتری برای دانشآموزان ایجاد کنیم. بنابراین در هر جامعه حذف چنین برنامهای مفید است. اما اگر بخواهیم شرایط جامعه و فضای آموزشی کشور را برای اجرایی کردن این طرح بسنجیم نیاز به توجه بیشتر و زمینهسازی وجود دارد. بهطوری که در چندسال گذشته ظرفیت دانشگاهها افزایش یافته است و ما کمتر دانشآموزی را میبینیم که در ورود به دانشگاه ناکام مانده باشد، حتی بنابر آمار چندین هزار صندلی خالی در دانشگاهها وجود دارد. تنها مسالهای که میتواند برای دانشآموزان نگرانکننده باشد رفتن به دانشگاههای خوب و دانشگاههای محل زندگیشان است که آن هم نیاز به تلاش بیشتر دارد. پس ما با توجه به انواع دانشگاهها از دولتی و آزاد گرفته تا پیام نور و پودمانی، از لحاظ ظرفیت چندان با مشکل روبهرو نیستیم. آنچه باقی میماند روش ارزشیابی است. طبق آن برنامهای که مطرح شده است (و متاسفانه تاخیر پیدا کرده است)؛ اگر کنکور برداشته شود، هر دانشآموزی که به سال چهارم یا همان دیپلم میرسد ثبتنام میکند و وارد دانشگاه میشود. فقط در چند دانشگاه خاص مثلا 20 دانشگاه، دانشآموزانی که علاقهمند هستند و توانایی خود را برای ادامه تحصیل در این دانشگاهها مناسب میدانند، در آزمونی شرکت میکنند و پس از قبولی به این دانشگاهها میروند. در تمام دنیا چنین روشی برای دانشگاههای برتر وجود دارد که امتحان ورودی دارند. این با منطق آموزش هماهنگ است. بر این اساس با حذف کنکور که زمینههای آن هم شکل گرفته است، استرس از دانشآموزان برداشته میشود و فضای آموزش نیز کارآمدتر میشود. در این سالها سیاستهای کلی آموزشی و به عبارتی سیاستهای دولت نیز به سمت و سوی حذف کنکور گام بر میدارد و بنابر قول بخش آموزشی کشور در سالهای آینده کنکور بهطور کلی حذف میشود.
ضمن عرض سلام به نظر من تنها 3 کلمه برای چنین سخنان ارزشمندی کافی است : زیبا - دقیق - گویا . امیدوارم که مسئولان مربوطه بخوانند و ترتیب اثر بدهند. باتشکر ، ارادتمند شما - یوسف عاطف پور
سلام جناب استاد گرامی. وقت شما بخیر.
من هم با نظر شما استاد عزیز موافقم. متاسفانه این مسئله( گذشتن از سد کنکور و ورود به دانشگاه) نه تنها در ایران بلکه در افغانستان هم دامنگیر دانش پژوهان شده است.منتها در افغانستان اوضاع وخیم تر از آن است که فکرش را بکنید.
به نظر این بنده ی حقیر در این زمانه فقط به نحوه ی گذشتن از سد کنکور فکر می کنند تا افزایش بار علمی دانش پژوه. به نظر من حذف کنکور گزینه ی خوبی است البته به شرطی که در عوض حذف آن سطح کلیه دانشگاه های کشور تقریبا یکسان شود تا این که هر شاگرد بتواند در دانشگاه محل اقامت خود درس بخواند به این ترتیب از هزینه های اضافی رفت و آمد هم کاسته می شود.
درود به محمد عزیز و یوسف گرامی. سپاس از دیدگاه هایتان. برای شما دوستان خوبم آرزوی تندرستی و کامیابی دارم.