شاید
پس از گذشت سه سال از اجرای طرح تعطیلی مدرسهها در روزهای پنجشنبه،
روشنترین سخنی که بتوان درباره آن گفت این است که این طرح آنطور که
انتظار میرفت، به افزایش کیفیت آموزشی نینجامیده است. این درست برخلاف نظر
هواداران این طرح است که بهویژه در روزهای آغازین اجرای آن میگفتند با
تعطیلی پنجشنبهها، کیفیت آموزش مدرسهای، بالاتر میرود. برای نمونه، مهدی
نوید، دبیرکل شورایعالی آموزش و پرورش در سال 90 و در دفاع از این برنامه
گفت: «تعطیلی پنجشنبهها یکی از بخشهای تحول بنیادین در آموزش و پرورش
است و هدف از اجرای آن، ایجاد ارتباط بیشتر دانشآموزان بهویژه در دوره
ابتدایی با والدین است... رضایتمندی معلم و ارتقای علمی معلمان با تعطیلی
پنجشنبهها در افزایش کیفیت آموزش موثر خواهد بود و آثار مثبت آن را در
قسمتهای مختلف تعلیم و تربیت خواهیم دید.» مهمترین دلیل نادرستی تعطیلی
پنجشنبهها این است که با اجرای این برنامه، بدون کاستن از حجم و شمار
کتابهای درسی، یک روز از زمان آموزشی کم شد و این یعنی فشردهسازی بیش از
پیش آموزش. این فشردهسازی که با افزودن زنگ چهارم به برنامه روزانه
مدرسهها انچام پذیرفت، با شرایط کنونی بسیاری از مدرسههای دولتی ما
هماهنگ نیست. یعنی بهدلیل کمبود امکانات رفاهی و فضای آموزشی درخور برای
استراحت و تغذیه دانشآموزان و آموزگاران، زنگ چهارم، کیفیت و بازده مناسب
آموزشی را ندارد. درونمایه انتزاعی بیشتر کتابهای درسی و روش سنتی تدریس
هم از دیگر عاملهایی است که سخت بر خستگی دانش آموزان در زنگ چهارم
میافزاید. بیشتر دانشآموزان و آموزگاران، در زنگ چهارم، دچار خستگی
چشمگیری میشوند و آشکارا، کیفیت آموزش پایین میآید و بیشتر زمان این زنگ،
در اندیشه به پایان رسیدن وقت کلاس، سپری میشود. زنگ چهارم در مدرسههایی
میتواند تشکیل شود و سودمند افتد که هم فضا و امکانات رفاهی مدرسه و هم
مساله تغذیه برای دانشآموز و آموزگار، فراهم باشد افزون بر اینکه آموزش
نیز گیرا و کاربردی باشد. متاسفانه این شرایط - و شرایط بسیار دیگری کهبه
ویژه در آموزش و مدرسههای نوین امروزی دنیا از آنها سخنها میرود- آنچنان
که باید و شاید، در بیشتر مدرسههای دولتی کنونی وجود ندارند و بیشتر
انرژی دانشآموزان در سه زنگ نخست به پایان میرسد. از اینرو و پس از گذشت
سه سال از اجرای آن، چنین انتظار رفته و میرود که آموزش و پرورش با بررسی
علمی پیامدهای این برنامه به روشنگری دقیق درباره آن بپردازد و تصمیمی
سنجیده دربارهاش بگیرد. اما چند روز پیش علیاصغر فانی، وزیر آموزش و
پرورش درباره تعطیلی پنجشنبهها گفت: «طرحی جدید برای فعالیتهای فوق
برنامه پنجشنبهها از سال 93 در نظر گرفته شده است. اگر بتوانیم از شش روز
هفته یک روز را به گونهای برنامهریزی کنیم که دانشآموزان با خودشان کتاب
به مدرسه نبرند و به فعالیتهای فوقبرنامه از جمله هنر، ورزش و مهارتهای
زندگی بپردازند، میتوان تعطیلی پنجشنبهها را مفیدتر کرد. کمیتهای از
بین معاونان وزارتخانه برای بررسی روشهای غیرمستقیم تربیتی انتخاب شده است
تا برای یک روز برنامه دانشآموزان در طول هفته برنامهریزی کنند که
چنانچه طراحی آن به نتیجه برسد از سال آینده این طرح به صورت آزمایشی در
تعدادی از مدارس کشور اجرا خواهد شد.» ناگفته نماند که این طرح، پیش از این
و پس از یک سال از آغاز اجرای تعطیلی پنجشنبهها از زبان برخی نمایندگان
مخالف مجلس هم شنیده شد: «مقرر شد روزهای پنجشنبه بهعنوان ساعات کاری برای
بهرهگیری در حوزه تربیتی، کلاسهای فوقبرنامه و کارهای اردویی و نظایر
آن استفاده شود، همچنین مقرر شد که آموزش و پرورش ظرف ماههای آینده گزارش
تدوین برنامههای مدارس درباره نحوه فعالیت در امور پرورشی را به کمیسیون
آموزش و تحقیقات مجلس ارائه دهد.» (عباس مقتدایی، سخنگوی کمیسیون آموزش
مجلس) گفتنی است برخی از دانشآموزان با مدیریت درست خود و خانوادهشان از
تعطیلی پنجشنبهها، برای سر و سامان دادن به کار آموزشی هفتگیشان بهره
میگیرند گرچه در سالهای گذشته، از زبان بسیاری پدر و مادران هم شنیده شد
که دو روز تعطیلی پیاپی، در واقع ایست و گسستی زیانآور در آموزش
فرزندانشان است. اما از سویی تعطیلی پنجشنبهها، همچنین زمان رفع خستگی
آموزش فشرده پنج روزه است. در طرح کنونی اما، قرار براین است که روزهای
پنجشنبه، مدرسهها تعطیل نباشند ولی «آموزشی» هم نباشند. چنین برنامهای،
همزمان، هم پیامدهای منفی فشردهسازی آموزش را دارد و هم از دانشآموزانی
که با برنامهریزی از تعطیلی پنجشنبهها، بهره میگرفتند، این زمان را
خواهد ستاند.