اسماعیل عبدی
روزنامه قانون،21 آبان 92
تارنگار "حقوق معلم"
حق حیات یعنی داشتن همه آنچه که زندگی سالم را تضمین میکند که تنفس هوای پاک و سالم از مهمترین حقوق امروزه مردم جهان است. آلودگی محیط زیست و آلودگی آب و هوا همگی نقض آشکار حقوق شهروندی است. طی سالهای اخیر بسیاری از حقوقدانها در رابطه با پیامدهای حقوقی آلودگی هوا و نادیده گرفته شدن حق مردم در این رابطه هشدارداده اند اما تا کنون هیچ مرجع قضایی پیگیر مسئله نبوده است. این روزها اگر برای چند ساعت در سطح شهر تهران بوده باشید حتما هنگام برگشت به منزل از شدت آلودگی هوا، دچار سردرد شده اید. اگر بخواهید بین راه از شدت سردرد از دود و غبار گریخته و مثلا به پارکی رفته و به دامان طبیعت پناه آورید،پس از لحظهای کوتاه در خواهید یافت که هوای آنجا نیز متاثر از وضع بد هوای شهر، شرایط خوبی ندارد.در بیشتر شهرهای بزرگ ایران،مانندتهران؛دودغلیظحاصلاز آلایندههای موتوری وکارخانجات،ریزگردها و بوی بد ناشی از آنها نشاط را از شهروندان گرفته و سبب افسردگیشان میشود.
ابزارهای پایش هوا نشان میدهد که روزانه در تهران و شهرهای بزرگ کشور میزان زیادی آلاینده وارد دستگاه تنفسی شهروندان میشود.قربانیان اصلی،کودکان و نوجوانان هستند.زیرا در فرآیند آلودگی کمترین نقش آفرینی را داشته و بیشترین ضربه را دریافت میکنند و آلوده کنندههای طبیعی یا مصنوعی روی بافتهای مختلف بدن آنها اثر نامطلوب میگذارد.دی اکسیدگوگرد،دی اکسید نیتروژن،منو اکسید کربن و سرب موجود در ریزگردها،آکرولئین و دیوکسین سبب بیماریهای مزمن و اختلالات گسترده ای در بدن انسان –به ویژه کودکان- میشود. مانند: بیماریهای ریوی،تحریک غشاء مخاطی دستگاه تنفس،افزایش ضربان قلب،کاهش رسانایی اکسیژن به مغز،ضعف سیستم دفاعی بدن،اختلال در خواب،تحریک گلو،آبریزش چشم،تنگی نفس،اختلال در سیستم اعصاب مرکزی،آسم،برونشیت،انواع سرطان و ...
این در حالی است که هیچ اراده محکمی برای رفع ریشهای این مشکل وجود ندارد و دست اندرکاران به اتخاذ راهحلهای سطحی بسنده میکنند. توسعه مترو و نوسازی ناوگان اتوبوسرانی و ایجاد خطوط بی- آر- تی در این سالها مسکن این درد بوده است وگرنه تهران دیگر جای زندگی نبود.
اقداماتی نظیر ممنوعیت فروش طرح ترافیک،جلوگیری از حرکت میکسرها و خودروهای حملکننده بتن،کاهش ساعات کاری ادارات ،تعطیلی کارخانجات،تشدید برخورد با صاحبان خودروهای دود زا فقط در زمان اضطرار،اجرای طرح زوج و فرد از در منازل و تدابیری از این دست ،به ویژه تعطیلی مدارس بیشتر به پاک کردن صورت مسئله میماند تا حل آن. طی سالهای اخیر مهمترین تصمیمی که برای حل مشکل آلودگی هوا گرفته شده تعطیلی مدارس و نادیده گرفتن حق و حقوق کودکان در امر آموزش است.
تعطیلیهای پی در پی مدارس، موجب عقب ماندن دانشآموزان از درسهایشان میشود و در نتیجه کیفیت آموزش نیز پایین میآید.دانش آموزان از فضای مدرسه دور میمانند وآموزگاران و عوامل اجرایی مدارس با چالش کمبود وقت مواجه میشوند.تجربه نشان داده که برگزاری کلاسهای فوقبرنامه نیز جایگزین مناسبی نیست.پدیدههایی نظیر حرکت با خودروهای تک سرنشین،بی اهمیتی به معاینه فنی و رسیدگی نکردن به خودرو،صدمه به فضای سبز ، با فرهنگسازی در مدارس قابل اصلاح است.مثلا با قرار دادن یک ساعت آموزشی در هفته و استفاده از کارشناسان محیط زیست برای تدریس به کودکان و نوجوانان میتوان به آینده امیدوار شد.
لذا توصیه میشود مسئولان مربوطه به جای تفکر کوتاه مدت تدابیر بلند مدت و مناسبتری بیندیشند.مثلا برای انتقال پایتخت از تهران ، نوسازی ناوگان حمل و نقل عمومیدر شهرهای بزرگ و ارتقای کیفیت سوخت و خودرو اهتمام بیشتری بورزند و با دادن امتیازات خاص، حاشیه نشینان را به برگشت به روستاها ترغیب کنند و در حفظ و حراست از جنگلها و درختان سبز بکوشند.
منابع رسمیاز مرگ سالانه حدود سه هزار نفر در شهر تهران بر اثر آلودگی هوا خبر میدهند ولی موج مهاجرت به این شهر هنوز ادامه دارد.نبود کار و کمیدرآمد در شهرستانها سبب مهاجرت خانوادهها به تهران برای کار در شهر و مسکن گزیدن در حاشیه شهر میشود. همه اینها نقض حقوق شهروندی افرادی است که تهران را برای زندگی انتخاب کردهاند و از داشتن هوای سالم نیز محرومند. نباید فراموش کرد که برخورد با دستگاهای مرتبط با افزایش آلودگی هوا خود عاملی مهم در تحقق حقوق از دست رفته شهروندان شهرهای بزرگ و آلوده خواهد بود. اجرای قوانین در عرصه محیط زیست و مقابله با تخریب محیط زیست به خصوص در رابطه با قطع درختان و تبدیل پارکها به ساختمانهای آسمان خراش یا جادههای شهری و بین شهری از جمله اقداماتی است که میتواند در کاهش آلودگی هوا در آینده تاثیر گذار باشد. بههرحال فراموش نکنیم قوانین برای داشتن زندگی بهتر تدوین وتصویب شدهاند و اجرای قوانین مانع تکرار چنین روزهایی خواهد شد.