گزارش / روزنامه ی بهار / ۲۴ تیرماه ۹۲
وزارت آموزشوپرورش آنقدر وجود دانشآموزان معتاد را انکار کرد که حالا ستاد مبارزه با موادمخدر برای رسیدگی به وضعیت این دانشآموزان دست به کار شده است؛ دانشآموزانی که وزیرشان وجودشان را در چهارسالی که بر سر کار بوده یکبار به کل انکار کرد و یکبار گفت اگر تعداد این دانشآموزان را هم بداند، آن را اعلام نمیکند. در چهار سالی که گذشته حمیدرضا حاجی بابایی همه سعی خود را کرده است که یا درباره دانشآموزان معتاد حرفی نزند یا اگر هم میزند تقصیر را از گردن مجموعه زیر مسئولیتش بردارد. حالا اجرای برنامههای آموزشی در اینباره هم که جای خودش را داشته است؛ برنامههایی که حالا معلمان بسیاری با توجه به زیادشدن تعداد دانشآموزان معتاد چندسالی میشود که لزوم اجرای آنها را در مدارس به مسئولان آموزشوپرورش یادآوری میکنند. بعد از آن چندوقتی بود مسئولان آموزشوپرورش تمام سعیشان را کرده بودند که سکوتشان را در اینباره نشکنند و این بار قرار است معاون کاهش تقاضا و مشارکتهای اجتماعی ستاد مبارزه با موادمخدر طرحی ویژه را با همکاری آموزشوپرورش برای دانشآموزان معتاد، دارای سوءمصرف یا پرخطر اجرا کند. اما این همکاریای که او از آن دم میزند، باعث نشده است که از عملکرد وزارت آموزشوپرورش درباره انکار دانشآموزان معتاد انتقاد نکند: «در گذشته مقاومتهایی درباره بحث اعتیاد دانشآموزان توسط آموزشوپرورش انجام میشد اما معتقدم این مسائل خطوط قرمز نیست و اشتباه محض است که نخواهیم درباره آن صحبت کنیم.»
این برنامه بعد از آن قرار است در مدارس کشور اجرا شود که همین سه سال پیش حاجی بابایی، وزیر آموزشوپرورش، وجود دانشآموزان معتاد را انکار کرد و گفت که یک دانشآموز معتاد هم در مدارس کشور وجود ندارد؛ موضوعی که انتقاد تعداد بسیاری از کارشناسان آموزشی و نمایندگان مجلس را برانگیخت، اما این انتقادها همچنان بر نظر آقای وزیر تاثیری نگذاشت و وقتی دوباره از وضعیت دانشآموزان معتاد از او سوال شد گفت که اگر هم این دانشآموزان وجود داشته باشند نباید آنها را به مدارس راه داد: «مگر معتاد را باید به مدرسه راه داد، او را باید بفرستیم بیمارستان بهبود پیدا کند چون مریض است و پس از بهبودی بازگردد. چطور دانشآموزی که آنفلوآنزای خوکی دارد را باید بیرون کرد و همه هم میگویند خوب است و نباید به مدرسه برود اما معتاد باید به مدرسه برود.» او بعد از آن، این حرفها را بر زبان آورد که مدیرکل فرهنگی و پیشگیری ستاد مبارزه با موادمخدر با استناد به تحقیقات انجامشده توسط دکتر صدیق سروستانی و دکتر محمدخانی گفته بود که 7/0درصد دانشآموزان کشور معتادند. قبل از آن هم علی کریمی فیروزجایی، رییس کمیته آموزشوپرورش مجلس هشتم، از وجود دوهزار و 400 دانشآموز معتاد خبر داده بود. هرچند پس از اعلام این خبر مدیرکل سلامت و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی آموزشوپرورش وجود ۳۰هزار دانشآموز معتاد در کشور را تکذیب و اعلام کرد هیچ مدرک موثقی در دست نیست که همه این افراد محصل بودهاند. بعد از آن هم در سال 88 مسئولان نیروی انتظامی خبر دادند که قرار است طرح جدیدی را برای کنترل شدید وضعیت اعتیاد در مدارس اجرا کنند؛ موضوعی که بر وجود نگرانی درباره دانشآموزان معتاد در مدارس بین مسئولان خبر میداد. این حرفها آن هم از زبان همکاران سابق حاجیبابایی در مجلس به مذاق او خوش نیامد و اعتراض مستقیم او را به دنبال داشت: «ما 14میلیون دانشآموز معصوم و یکمیلیون معلم برتر داریم که کوچکترین سخنگفتن درباره اعتیاد آنها آثار منفی را در جامعه به جا میگذارد. اگر راست میگویید که 30هزار دانشآموز معتاد داریم بگویید چه زمانی آمار گرفتهاید و اسامی آنها را هم اعلام کنید.» این اصراروانکارها درباره وجود دانشآموزان معتاد در مدارس همه بعد از آن انجام گرفته که تحقیقات محققان اجتماعی و آموزشی از بالارفتن هرساله تعداد این دانشآموزان خبر میدهند. مثلا براساس گزارشی که اسفند 86 منتشر شد، آخرین تحقیقات اجتماعی از گسترش مصرف کراک در مدارس ابتدایی بعضی نواحی تهران خبر میداد. قبل از آن هم در مهر 86 بود که حمید صرصامی، مشاور دبیرکل ستاد مبارزه با موادمخدر، شمار دانشآموزان معتاد در کشور را 30هزار نفر اعلام کرد.
به گفته او از سال 1381 تا 85، بیش از 10میلیارد تومان از اعتبارات ستاد مبارزه با موادمخدر به وزارت آموزشوپرورش تخصیص داده شده بود تا طرح جامع آموزشی و اطلاعرسانی پیشگیری از مصرف موادمخدر و روانگردانها برای دانشآموزان اجرا شود. محمدرضا نیکنژاد، کارشناس آموزشی، درباره وضعیت اعتیاد در مدارس به «بهار» میگوید: «آقای حاجیبابایی در چهارسال گذشته همیشه وجود آسیبهای اجتماعی در مدارس را انکار کرده است. او یا نخواسته یا نتوانسته برنامه ویژهای برای رسیدگی به وضعیت این دانشآموزان در نظر بگیرد. دیگر مسئولان وزارت آموزشوپرورش هم با وجود اینکه آمار این دانشآموزان را در اختیار دارند ولی آن را اعلام نمیکنند.» او از تجربههایی میگوید که خودش در اینباره در مدارس داشته است: «در سال تحصیلی گذشته در یکی از مدارس معتبر تهران که دانشآموزان باهوش در آن تحصیل میکنند، فقط در مقطع اول دبیرستان دو دانشآموز معتاد وجود داشت و مشاور آن مدرسه میگفت که قرار است برنامهای برای این دو دانشآموز بهطور ویژه در نظر بگیرند.» نیکنژاد میگوید: «در دوران اصلاحات آموزشوپرورش ارتباط موثری با ستاد مبارزه با موادمخدر و سازمانهای مربوط به جلوگیری از ابتلا به ایدز داشت ولی در هشت سال گذشته این ارتباط کلا قطع شده است.» این آموزگار میگوید که در حال حاضر در کتاب زیست اول دبیرستان چند صفحه به اعتیاد و ایدز اختصاص داده شده است، اما در اینباره انتقادهایی وجود دارد: «مثلا در اول این صفحات نوشته شده است که از این مباحث در امتحان استفاده نمیشود که همین موضوع انگیزه را برای خواندن این صفحات از دانشآموزان ما میگیرد. موضوع دیگر این است در صفحاتی که درباره ایدز مطالبی مطرح شده، درباره روشهای پیشگیری از آن حرفی به میان نیامده و فقط درباره نوع این بیماری اطلاعات داده شده است. از طرف دیگر دانشآموزان عموما در سالهای قبل از ورود به دبیرستان با اعتیاد آشنا یا با آن درگیر میشوند؛ بنابراین آوردن این مباحث در کتابهای اول دبیرستان دردی
دوا نمیکند.»