X
تبلیغات
رایتل

روش یادگیری مشارکتی و دست اندازهای آن

یکشنبه 28 آذر‌ماه سال 1395

               محمدرضا نیک نژاد، ص پرونده روزنامه فرهیختگان، 28 آذرماه 95

امروزه یافته های نوین آموزشی سفارش می کنند که در فرایند یادگیری– یاددهی دانش آموز نقش بنیادین دارد و بدون مشارکت کنشگرانه او آموزش کم اثر و حتی بی اثر است. در دوران کنونی و در ساختارهای آموزشی پیشرو تاکید بر آن است که دانش آموز خود افسار یادگیری را در دست گیرد و آموزشگر زمینه آموزش را چنان فراهم کند که یادگیرنده خود در پی مفهوم سازی و یافتن گوهر یادگیری از پیچ و خم های درسی باشد. از این رو آموزگار راهنمای یادگیری به شمار می آید و به گفته پرفسور سرکار آرانی- پژوهشگر و پداگوژیست ایرانی مقیم ژاپن- آموزگار "صحنه پرداز یادگیری" است. آموزگار فضای کلاس و زمینه های لازم را آماده می کند و دانش آموز جستجو می کند و می یابد و انگیزه می گیرد و باز هم می جوید و راه ها را می پیماید و روش ها را می پاید و درها را می گشاید و به دنبال درهای بسته دیگر می رود و باز می کوشد و می پوید و می سازد و البته ساخته می شود.

اما آموزش و پرورش ما در کجای این آموزش ها و روش های نوین ایستاده است؟ بی گمان ایران با بهره گیری از تجربه دیگر کشورها گام هایی را در این راه برداشته است- به ویژه در دوره های پایه دگرگونی ها در درونمایه های درسی تا اندازه ای امیدوار کننده اند. برای نمونه کتاب های درسی دوره های آموزشی دبستان و متوسطه نخست- دست کم در برخی درس ها- به خوبی در راستای روش های نوین آموزشی و یادگیری های مشارکتی نوشته و طراحی شده اند. اما شوربختانه هم پای این دگرگونی ها دیگر ستون های یادگیری پیش نرفته اند.

نخستین دشواری پیش روی روش های آموزشی نوین، فرهنگ آموزشی نمره گرا و رقابت محور است. این فرهنگ اوج کامیابی یک دانش آموز را بالاترین معدل در کارنامه می داند و پشت سر گذاشتن دیگر دانش آموزان. در این فرهنگ، خانواده ها، بسیاری از آموزگاران و کابدستان و حتی فرادستان آموزشی، نوآموزان را تشویق می کنند که در رقابتی تنفس گیر رقیبان درسی خویش را کنار بزنند. در حالی که در روش های نوین آموزشی، یادگیری با همکاری و همیاری و مشارکت با همشاگردان برای رسیدن به هدف های مشترک شکل می گیرد و نهادینه می شود.

دشواری دیگر بر سر راه آموزش های نوین در کشور، چیرگی نگاهی ست که یادگیری را فراگرفتن حجم فراوانی از دانسته های درسی می داند و محوریت یادگیری در سطح دانش- یعنی حفظ کردن. بسیار پیش می آید که خانواده ها بر مدرسه فشار می آورند که چرا فلان آموزگار تنها به کتاب درسی بسنده می کند؟ و یا چرا کتاب کمک درسی معرفی نمی کند؟ یا چرا جزوه نمی گوید؟ و چرا ... دست اندرکاران آموزشی و به ویژه فرادستانش وظیفه دارند ذهن خانواده ها و دانش آموز را از این گرفتاری پاک کنند و برای آنان روشن سازند که یادگیری به معنی زیاد آموختن نیست بلکه درست آموختن است و توضیح دهند که فرآیند دستیابی به یادگیری، بخشی از هدف یادگیری است. که شوربختانه دست اندرکاران آموزشی در این زمینه خود بخشی از گرفتاری به شمار می آیند و در این زمینه وظیفه های خویش را فراموش کرده اند. 

نکته پایانی این که یادگیری مشارکتی نیازمند سخت افزارها و نرم افزارهای درخور این گونه آموزش اند. بی گمان کلاس های کوچک با شمار دانش آموزان زیاد فضای مناسبی برای چنین آموزش هایی نیست.

http://www.farheekhtegan.ir/newspaper/page/2114/12/100397/0