بودجه، گرفتاری همیشگی آموزش و پرورش

یکشنبه 21 آذر‌ماه سال 1395

محمدرضا نیک نژاد، روزنامه همدلی، 21 آذرماه 95

در بیش از دو ده ی گذشته همواره آموزش و پرورش با کمبود بودجه و کسری سالیانه روبرو بوده است. در این دهه ها یاداشت ها و گفت و گوهای کنشگران صنفی- آموزشی، کارشناسان و حتی دست اندرکاران آموزشی، در گستره اقتصاد آموزش و پرورش، همواره از خبرسازترین بخش های رسانه ای این نهاد بوده و هست. داشتم یاداشت های سال گذشته و سال های گذشته ام درباره بودجه آموزش و پرورش را برای سنجش تغییرات آن با بودجه امسال بررسی می کردم که به نکته آزار دهنده ای برخوردم. اگر در آن یاداشت ها عددها و رقم های بودجه آن سال ها را برداریم و عددهای وابسته به بودجه سال 96 را قرار دهیم می توانیم با همه نقدهای وارده شده در آن سال ها و البته اندکی تغییر، آن ها را این روزها نیز منتشر کنیم! این نشان از بی توجهی آزار دهنده ی دولت های گوناگون به کلیت موضوع بودجه آموزش و پرورش، گرفتاری های پر شمارِ آموزشی و ساختاری آن و ... از سویی، و از دیگر سو رفتارها و کردارهایی بر خلافِ ادعاها و گفتارهای زیبا و خسته کننده فرادستان کشوری و آموزشی درباره سامانه آموزشی کشور است. تا آموزش و پرورش در ذهن و دل دست اندرکاران کشوری و حاکمیتی جایگاه واقعی و تاثیرگذارش را نیابد بی گمان در بر همین پاشنه خواهد چرخید و آموزش روز به روز دچار افت کمی و کیفی بیشتری خواهد شد.

اما با بررسی و سنجش کلیت بودجه 96 آموزش و پرورش و بخش های جزئی ترِ آن با سال های گذشته نخستین چیزی که به چشم می خورد میزان افزایش کلی آن نسبت به سال گذشته است. بودجه آموزشی تصویب شده ی دولتی در سال 95، نزدیک بیست و هشت و نیم هزار میلیارد تومان بود که پس از بررسی و تغییرات آن در مجلس به اندکی بیش از 30 هزار میلیارد رسید. بودجه آموزشی کشور در سال 96 و در لایحه پیشنهادی دولت، چیزی بیش از 31 هزار و 681 میلیارد تومان است. نخستین ایراد به بودجه آموزشی کشور در سال 96 آن است که در شرایطی که بودجه کل کشور نزدیک 9 درصد افزایش یافته است، بودجه آموزشی کشور پنج و شش دهم درصد افزایش را نشان می دهد! نخستین پرسش این است که چرا افزایش سالانه آموزش و پرورش باید کمتر از افزایش کل بودجه باشد؟ از دیگر سو بودجه ای که بیش از یک دهه است همواره با کسری های باور نکردنی 3 و 4 و 5 هزار میلیاردی روبروست، چگونه می تواند با افزایش ناچیز امسالش گلیم آموزش کشور را از آب بکشد و دست کم شرایط آموزشی با همه کاستی هایش را مانند سال گذشته و سال های گذشته حفظ کند؟ این افزایش حتی با میزان افزایش بودجه آموزشی در سه سالِ نخستِ دولت یازدهم نیز فاصله ی شگفتی دارد! و این در شرایطی است که با توجه با پیامدهای برجام درآمدهای نفتی و غیر نفتی دولت نسبت به سه سال گذشته افزایش چشمگیری را نشان می دهد. برای نمونه تولید نفت در کشور از روزی یک میلیون بشکه به بیش از سه میلیون بشکه رسیده است. از این روست که فرهنگیان سال هاست به این باور رسیده اند که حتی شکوفا شدن اقتصاد- چه نفتی و چه غیر نفتی، افزایش بهای نفت، تغییر دولت ها از اصلاح طلب به اصولگرا و معتدل و...  چندان بر شرایط آموزش کشور، سرنوشت دانش آموزان و معیشت معلمان کارگر نیست و هزینه بخور و نمیر آموزش و پرورش، سرنوشتِ کارآمدترین نهاد توسعه ای در جهان کنونی است!

واپسین نکته این که امید است دست کم مانند سال گذشته مجلس و کمیسیون آموزش تلاش کند تا بودجه آموزشی کشور افزایش یابد و سرنوشت 13 و نیم میلیون دانش آموز و آموزش آنان، معیشت یک میلیون فرهنگی ناراضی از دستمزدهای ناچیزشان و ...... گرفتار پیچ و خم های سیاسی مجلس و دولت نشود. گرچه آموزش گرفتارِ دشواری های ساختاری و ریشه ای است اما همین کارکرد سنتی اش نیز وابسته به شندرغار بودجه آن است. شوربختانه همواره گفته اند که بی مایه فطیر است اما در آموزش پرورش امروزِ ما، خمیر نیز کم است، چه برسد به مایه!   

 http://hamdelidaily.ir/?newsid=23381